خرید بک لینک

 

1 1

1:شرک جلی و آن این است که انسان ،شریکی برای خدا در ذات یا صفات یا افعال  و یا عبادات قرار دهد.شرک در ذات این است که انسان کسی را همرتبه و همشاءن خداوند قرار دهد مثلا حضرت امیر علیه السلام را جزءی از ذات خدا بداند

 

2:شرک در صفات: و آن این است که صفات خداوند را مثل علم و حکمت و ... را زاید بر ذات خداوند بداند.یعنی مثلا در جایی علمی بوده که خدا خلق نکرده بوده،با یاد گیری آن علم خداوند ماشده عالم

 3:شرک در افعال: یعنی اینکه خداوند را متفرد بالذات نداند و فرد یا افرادی را در افعال او شریک و وموثر بدانند.یعنی مثلا خداوند زورش نرسد که حوائج ما را بدهد و از حضرت امیر علیه السلام کمک بگیرد.تصدیق میکنید که هیچ شیعهء دیوانه ای اینقدر سفیه و بیعقل نیست.

 شرک در عبادت : که انسان ، موقع عبادت،نیت خود به غیر خدا متوجه کند.

حالا سوال این که آیا نذر کردن گناه دارد؟نذر دو شرط دارد (در لمعه دمشقیه و کتب فقهی موجوده)اولا نیت باید در نذر لله و فی الله و طلبا لمرضات الله باشد پس با نیت غیر خدا از بین میرود.ثانیا باید صیغه نذر جاری شود که مثلا لله علی الصوم  برای نذر روزه که البته میشود معنای فارسی آنرا هم خواند.

فقهاء شیعه ذکر کرده اند که نذر برای هرزنده یامرده حتی اگر پیغمبر باشد یعنی بجای نام خدا نام پیامبر را وارد کند شرک است. تذکر"من ممکنه نذر کنم برای سلامتی فرزندم، لله علی الصوم یعنی اگر خداوند فرزندم را شفا داد برای رضای او روزه بگیرم.این شرک نیست اما اگر بگویم نذر میکنم برای رضایت شفای فلان کس روزه بگیرم برای تقرب به فلان پیغمبر مثلا عیسی علیه السلام و اورا جدای شفاعت کنندگی،ایجاد کنندهء فعل جدای خدا بدانم شرک است.

در دعای توسل ما داریم یا وجیها عند الله اشفع لنا عندالله یعنی ای دارای قدر و منزلت نزد خدا،شفاعت ما را نزد خداوند بنما.چون در قرآن داریم من ذالذی یشفع عنده الا باذنه یعنی هیچکس جراءت شفاعت نزد او را ندارد مگر به اذن او و این قید الاّ،میفهماند که اصل شفاعت درست و مورد تاییده.درضمن اگر موضع نذر من،سلامتی افراد و ... باشد که شرک نیست.

اگر به ائمه علیهم السلام بعنوان علل طولی در اجرای فرامین خداوند نظر داشته باشم که شرک نیست!!در باب توسل به غیر میگویند هرکس به غیر خدا به کسی توسل کند مشرک است.خوب این معلومه.اما یک مطلب جالب اگر کمک گرفتن از غیر خدا مصداق شرکه،پس تمامی جهان اعم از پیامبران و ...مشرک بودند.سلیمان نبی علیه و علی نبینا و آله آلاف التهیه والسلام،در ماجرای تخت بلقیس  از هرچی دیو و غول و مارمولک و ... بوده کمک طلبید غیر از خدا!!!

در سورهء نمل آیهء 38 نقل شده که ایشان دربین لشکریانش فرمود: قال یا ایها الملوءا ایکم یاتونی بعرشها قبل ان یاتونی مسلمین؟قال عفریت من الجن...حضرت فرمودند این جماعت کدامتان تخت او را میآورید قبل از اینکه در حالت تسلیم به نزد ما بیاید؟یک عفریت(بیشاخ و دمی) از جنها گفت من آن را میآورم... .

حضرت موسی علیه السلام در مقابل خدا گفت:خدایا (شما که به من میفرمایی برو نزد فرعون)من یکی از آنها را به قتل رساندم. پس میترسم که (یکدفعه)مرا بکشند.و برادرم هارون فصیحتر از من است به زبان پس اورا با من بفرست تا  مرا تصدیق کند.من میترسم که مرا تکذیب کنند(سورهء قصص آیهء 34 و35)

همین که ما توحید را میدانیم کافیه نیازی نیست بگوییم  ای ائمه علیهم السلام شما مجرای فیض هستید و .... .امام علیه السلام یعنی بنده ترین بندگان نزد خدا.همین.شفاعت هم در قرآن تایید شده.ما از آنها میخواهیم عملا شفاعت مارا نزد خداوند انجام دهند اما برای اقتصار میگوییم یا امیر المومنین علیه السلام تو حاجت مرا بده.ای نانوا تو به من نان بده.ای جنها،شما تخت بلقیس را بیاورید و ... .اما یک بحث دیگر ایجاد میشود و آن این است که آیا میشود از جنازه و استخوان طلب شفاعت کرد؟جنازه مگر شعور داره؟مگر میتواند شفاعت کند؟این جواب هم در خود قرآن آمده که  ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء169 آل عمران.خوب پس ما در نزد قبور شهداء نزد مرده نیستیم.نزد افرادی هستیم که زنده هستند.ببینم حالا شما حضرت امیر علیه السلام را که در مطلب قبل شاءن ایشان به حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله وسلم مثل شاءن هارون به موسی علیه السلام هست (الا پیامبری) را حتی به اندازهء یک شهید هم نمیدانید؟؟؟!!! یک سری جوونک آمده اند که:من اگر چیزی بخوام از خود خدا میخوام و... در حالی که اتفاقا این طریق درخواست کردن ممکنه ایرادی نداشته باشه اما سنن تمام انبیاء علیهم السلام(با اشاره به آیات قبل ) و نص قرآن خلاف این را میفرماید که.... یا ایها الذین آمنوا  اتقوا الله و ابتغوا الیه الوسیله (آیه ء 39 مائده) ای اهل ایمان از خدا بترسید( وبوسیلهء اولیاء حق توسل جویید به خداوند ) و بسوی(درگاه او) وسیله ای اتخاذ کنید.بعضی میگویند:این وسیله اعمال نیک ما است چه ربطی به توسل به مردگان دارد؟؟قبلا عرض کردم طبق آیات الهی آنها مرده نیستند بلکه ادراک دارند و در قیامت هم طبق آیات قرآن اصل شفاعت را داریم.نه تنها در آخرت بلکه در دنیا هم از کتب عامه مقولهء شفاعت اهل بیت علیهم السلام موجوده که پر کاهی از این اسناد را ارائه میدهم.

علمای عامه اعم از  1: حافظ ابو نعیم اصفهانی در نزول القرآن فی علیّ 2:حافظابوبکر شیرازی در  ما نزل من القرآن فی علیّ 3:امام احمد ثعلبی در تفسیر خود نقل میکنند که مراد از "وسیله" در آیهء قبل اهل بیت عترت و طهارتند. 4:ابن ابی الحدید معتزلی که اشرف العلماء اهل تسنن میباشد در ص 79 جلد چهارم شرح نهج البلاغه در مقولهء غصب فدک از قول حضرت صدیقهء طاهره سلام الله علیها نقل میکند که ایشان به معنای این آیه اشاره میکنند که:و احمد الله الذی لعظمته و نوره یبتغی من فی السموات و الارض الیه الوسیله  و نحن وسیله فی خلقه..از جمله دلائل محکم دیگر حدیث ثقلین است  که با اسناد صحیحه عند الفریقین(شیعه وسنی) به حد تواتر رسیده که حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:"ان تمسکتم به لن تضلوا بعدی". بعضی ها این حدیث را در حد تواترنمیدانند.جواب آنها در صواعق محرقه آخر فصل دوم ص 89 -90 ذیل آیهء چهارم از باب 11 آمده پس از این که نقل اخبار از ترمذی  و امام احمد حنبل و طبرانی و مسلم نموده گوید"اعلم ان ّ لحدیث التمسک بالثقلین طرقا کثیره وردت عن نیّف و عشرین صحابیا(یعنی این حدیث یعنی تمسک به ثقلین  را بیش از 20 نفر از صحابه نقل نموده اند)اما اختلافات طرق حدیث که بعضی گویند در حجه الوداع بوده بعضی گویند  در مدینه بعضی گویند در مرض موت ایشان ووقتی که حجره پر بوده از صحابه و ... اشکالی به اصل حدیث وارد نمیکنه چون ممکنه بعلت اهمیت حضرت آنرا در چندین جا فرموده باشند.اتفاقا این دلیل بر اهمیت این حدیث است.اما اسناد حدیث ثقلین در کتب اهل سنت(حیفه که شیعه برای مردود بودن این عقاید ضاله احادیث خود را صرف کنه خودشون جواب خودشون رو دادند)

اما اسناد 1:مسلم بن حجاج در  ص 122 جلد هفتم صحیح  2: ابی داوود در صحیح 3:ترمذی در ص 307 جزء دوم سنن   4:نسائی در ص 30 خصائص 5:امام احمد حنبل در ص 14 و 17 جلد سوم و ص 26 و 59 جلد چهارم و ص 182 و 189 جلد  پنجم  مسند   6:حاکم در ص 109 و ص 148 جلد سوم مستدرک  7:حافظ ابو نعیم اصفهانی در ص 355 جلد اول حلیه الاولیاء  8:سبط ابن جوزی در ص 182 تذکره  9:ابن اثیر جزری در ص 12 جلد دوم و ص 147 جلد سوم  اسد الغابه  10:حمیدی در جمع بین الصحیحین  11:رزین در جمع بین الصحاح السته  12:طبرانی در کبیر 13:ذهبی در تلخیص مستدرک 14:ابن عبد ربه در عقد الفرید 15:محمد بن طلحه شافعی در مطلب السئوال 16:خطیب خوارزمی در مناقب  17:سلیمان بلخی حنفی در باب 4 ینابیع الموده  18:میر سید علی همدانی در موده دوم از موده القربی 18:ابن ابی الحدید معتزلی در شرح نهج البلاغه  19:شبلنجی در ص 99 نور الابصار 20:  نورالدین ابن صباغ مالکی  در ص 25 فصول المهمه 21: حموینی در فرائد السمطین 22:امام  ثعلبی  در تفسیر کشف البیان  23:سمعانی و ابن المغازلی شافعی در مناقب  24:محمد بن یوسف گنجی شافعی در باب اول در بیان صحت خطبهء غدیر خم و در ص 130 کفایه الطالب ضمن باب 62   25: محمد بن سعد کاتب در ص8 جلد چهارم طبقات    26:امام فخر رازی که مشهور به امام المشککین است در ص 18 جلد سوم تفسیر  ضمن آیهء اعتصام   27:ابن کثیر دمشقی در ص 113 جلد چهارم تفسیر ضمن آیهء موده   28:ابن عبدربه در ص 158 و 346 جلد دوم عقد الفرید   29: و خود ابن ابی الحدید در ص 130 جزءششم شرح نهج البلاغه  30:سلیمان حنفی در ص 18و25و  29و30و31و32و34و95و115و126و199و230  ینابیع الموده بعبارات مختلفه     31:ابن حجر مکی در ص 75 و87و90 و 99و136  صواعق محرقه بعبارات مختلف و متععد.  وبسیاری از دیگران حدیث ثقلین را تایید و درج نموده اند که  بقول خاصه و عامه علماء اهل سنت به حد تواتر رسیده با مختصر اختلافی در الفاظی که معنی را مخدوش نمیکند .از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده که انی تارک فیکم الثقلین.کتاب الله و عترتی  اهل بیتی .لن یفترقا حتی یردا علی الحوض من توسل(تمسک)بهما فقد نجی .ومن تخلف عنهما فقد هلک.ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابدا.(بدرستیکه من در بین شما دو چیز بزرگ قرار میدهم.کتاب خدا و اهل بیتم را و این دو هر گز از هم جدا نمیشوند تا زمانی که به حوض (کوثر )بر من وارد شوند.هرکس تمسک و توسل به انها بجوید پس نجات یافته و هرکس که از آن دو دوری کند پس هلاک شده  -کسیکه تمسک به آن دو نماید هرگز گمراه نمیشود.

 

برچسب: نویسنده: یاسین اسماعیلی تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 22:23

صفحه بندی