خرید بک لینک

فصل ششم:
ابطال ازسحر
نیلوبلاگ
اول: سحر تفریق
علامات سحر تفریق.
علاج سحر تفریق.
نمونههای عملی سحر تفریق.
جنی که اسمش شقوان است.
جن، سحر را در بالش میگذارد.
آخرین حالت سحری که مؤلف قبل از نوشتن این ازکتاب نیلوبلاگ آن را معالجه کرده است.
دوم: سحر محبت
سحر محبت چگونه اتفاق میافتد.
آثار بر عکس سحر محبت.
سحر حلال.
علاج سحر محبت.
مردی که همسرش او را رهبری میکند.
سوم: سحر تخییل
علامات سحر تخییل.
باطل کردن سحر تخییل.
نمونه عملی علاج سحر تخییل.
چهارم: سحر دیوانگی
علامات سحر دیوانگی.
علاج سحر دیوانگی.
نمونه عملی علاج سحر دیوانگی.
پنجم: سحر سستی و ضعف
علاماتش.
علاجش.
ششم: سحر فریاد زدن
علامات.
علاج .
هفتم: سحر بیماری
علامات سحر بیماری.
علاج.
نمونههایی از علاج سحر مریضی.
هشتم: سحر خونریزی
سحر خونریزی چگونه اتفاق میافتد.
علاج سحر خونریزی.
نمونههایی علاج سحر خونریزی.
نهم: سحر معطل کردن ازدواج
نمونههای سحر معطل کردن ازدواج.
علاج سحر معطل کردن ازدواج.
نمونههایی از علاج آن.
معلومات مهمی از سحر.


باطل نمودن سحر
إن شاءالله بزودی در این فصل در مورد انواع سحر از جهت تأثیر آن بر مسحور و در مورد علاج آن، از قرآن و سنت و ادعیه و أذکار بحث خواهیم کرد.
شاید خواندن آیات مخصوص برای علاج نوعی مخصوص از سحر، در احادیث ثابت نشده باشد ولی از آنجا که سایر علاجهای قرآنی مشمول این آیه میشوند که اللهـ میفرماید: ﴿وَنُنَزِّلُ مِنَ ٱلۡقُرۡءَانِ مَا هُوَ شِفَآءٞ وَرَحۡمَةٞ لِّلۡمُؤۡمِنِينَ وَلَا يَزِيدُ ٱلظَّٰلِمِينَ إِلَّا خَسَارٗا ٨٢﴾ [الإسراء: 82]. «و قرآن را که شفا و رحمتی برای مومنان است، نازل میکنیم». إن شاء الله اشکالی نخواهد داشت.
برخی از علماء گفتهاند: که مراد از شفاء در آیه ، شفای معنوی است یعنی قرآن از شرک و فسق و گناه شفا میدهد.
و برخی دیگر معتقداند که هر دو نوع شفاء مراد است. در حدیثی که عایشهل آن را روایت کرده آمده است که رسول اللهص بر ایشان وارد شد در حالی که وی، زنی را دَم میخواند، آنحضرتص فرمود: «او را با کتاب الله معالجه کن()».
همانطور که ملاحظه نمودید، رسول اللهص مطلقاً فرمود: «او را با قرآن معالجه کن بدون اینکه سورهای معین بکند.
همچنین از حدیث استنباط میشود که در قرآن نه تنها علاج بیماریهای معنوی و غیر حسی مانند چشم زخم، جن زدگی و سحر وجود دارد بلکه دیگر بیماریها را نیز میتوان با قرآن علاج نمود.
در حدیثی دیگر که بخاری آن را روایت کرده، ابو سعید خدریس میگوید: «با گروهی از اصحاب پیامبرص در سفر بودیم برای استراحت در رودخانهای از رود خانههای عرب فرود آمدیم، و از اهل آن ناحیه غذا خواستیم، ندادند.
از قضا، رئیس قبیله را ماری گزید. آنها نزد ما آمدند و گفتند: شما دَم بلد هستید. ابوسعید گفت: بلی من دم بلد هستم ولی به شرطی که مزد مرا بدهید. آنگاه رفتم و بر او دَم خواندم، فورا شفا یافت. آنگاه آنها تعدادی گوسفند به ما دادند. وقتی به مدینه بر گشتیم، جریان را به رسول اللهص گفتیم. آنحضرتص فرمود: بر او چه خواندی؟ گفتم: سوره فاتحه را فرمود: از کجا میدانستی که این سوره برای این کار مفید!».
بدین صورت با تأیید رسول اللهص یک قاعده کلی ثابت شد و آن اینکه میتوان با هر یک از سورهها و آیات قرآن دَم خواند.
همچنین در صحیح مسلم روایتی موجود است که عدهای به رسول اللهص، گفتند: ای رسول الله ص ما در زمان جاهلیت دَم میخواندیم. آنحضرتص فرمود: «چه چیز دَم میخواندید؟ سپس فرمود: دَم خواندن تا اینکه شرک آمیز نباشد، اشکالی ندارد()».
پس بدین صورت روشن شد که خواندن قرآن و دعاهای ماثوره و حتی دَمهای جاهلی به شرطی که شرک آمیز نباشد، اشکالی ندارد.
نوع اول: سحر تفریق (سحری که میان زن و شوهر جدای میاندازد)
اللهأ میفرماید: ﴿وَٱتَّبَعُواْ مَا تَتۡلُواْ ٱلشَّيَٰطِينُ عَلَىٰ مُلۡكِ سُلَيۡمَٰنَۖ وَمَا كَفَرَ سُلَيۡمَٰنُ وَلَٰكِنَّ ٱلشَّيَٰطِينَ كَفَرُواْ يُعَلِّمُونَ ٱلنَّاسَ ٱلسِّحۡرَ وَمَآ أُنزِلَ عَلَى ٱلۡمَلَكَيۡنِ بِبَابِلَ هَٰرُوتَ وَمَٰرُوتَۚ وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنۡ أَحَدٍ حَتَّىٰ يَقُولَآ إِنَّمَا نَحۡنُ فِتۡنَةٞ فَلَا تَكۡفُرۡۖ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنۡهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِۦ بَيۡنَ ٱلۡمَرۡءِ وَزَوۡجِهِۦۚ وَمَا هُم بِضَآرِّينَ بِهِۦ مِنۡ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذۡنِ ٱللَّهِۚ وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمۡ وَلَا يَنفَعُهُمۡۚ وَلَقَدۡ عَلِمُواْ لَمَنِ ٱشۡتَرَىٰهُ مَا لَهُۥ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ مِنۡ خَلَٰقٖۚ وَلَبِئۡسَ مَا شَرَوۡاْ بِهِۦٓ أَنفُسَهُمۡۚ لَوۡ كَانُواْ يَعۡلَمُونَ ١٠٢﴾ [البقرة: 102].
ترجمه: «و (گروهی از احبار یهود) به آنچه شیطان صفتان ازدرباره
نیلوبلاگ سلطنت سلیمان، میخواندند باور داشتند و از آن پیروی نمودند (و سلیمان را جادوگر میپنداشتند) و حال آنکه سلیمان هرگز کفر نورزیده است. و بلکه شیاطین صفتان کفر ورزیدهاند. به مردم جادو و آنچه در بابل بر دو فرشته، هاروت و ماروت نازل گردیده بود میآموزند. و به هیچ کس چیزی نمیآموختند مگر اینکه میگفتند: ما وسیلۀ آزمایش هستیم. کافر نشوید. (مردم سوء استفاده کرده و) از ایشان چیزهائی آموختند که با آن میان مرد و همسرش جدائی میافکندند. و حال آنکه جادوی خود نمیتوانند به کسی زیان برسانند مگر اینکه اجازه و خواست خدا باشد. و آن قسمتهائی را فرد میگرفتند که برایشان زیان داشت و سودی بحالشان نداشت. و بخوبی میدانستند که هر کس خریدار اینگونه متاع باشد. بهرهای در آخرت نیز نخواهد داشت و چه زشت و ناپسند است آنچه خود را بدان فروختهاند. اگر میدانستند».
و از جابر س روایت است که رسول الله ص فرمود: «إِنَّ إِبْلِيسَ يَضَعُ عَرْشَهُ عَلَي الْمَاءِ ثُمَّ يَبْعَثُ سَرَايَاهُ فَأَدْنَاهُمْ مِنْهُ مَنْزِلَةً أَعْظَمُهُمْ فِتْنَةً يَجِيءُ أَحَدُهُمْ فَيَقُولُ: فَعَلْتُ كَذَا وَكَذَا فَيَقُولُ: مَا صَنَعْتَ شَيْئًا قَالَ: ثم يَجِيءُ أَحَدُهُمْ فَيَقُولُ: مَا تَرَكْتُهُ حَتَّي فَرَّقْتُ بَيْنَهُ وَبَيْنَ إمرإته قَالَ: فَيُدْنِيهِ مِنْهُ وَيَقُولُ: نِعْمَ أَنْتَ قَالَ الأعمش: أراه قال: (فيلتزمه). (رواه مسلم)
ترجمه: «همانا ابلیس تختش را بر روی آب میگستراند و افرادش را میفرستد، و مقربترین آنها به ابلیس کسی است که فتنۀ بزرگتری ایجاد کند.
یکی میآید و میگوید: فلان کار را انجام دادم. ابلیس میگوید: هیچ نکردهای، تا اینکه یکی میآید و میگوید: او را نگذاشتم تا میان ا و و زنش جدائی افکندم. ابلیس او را نزد خود فرا میخواند و به سینه میچسپاند و میگوید: آری، تو کار بزرگی انجام دادهای».


سحر تفریق:
به سحری گفته میشود که میان زن و شوهر یا دو شریک و یا دو رفیق، کینه و دشمنی ایجاد میکند و نهایتاً آنها را از هم جدا میکند.
انواع سحر تفریق
جدائی انداختن میان فرزند و مادر.
جدائی انداختن میان فرزند و پدر.
جدائی انداختن میان دو دوست.
جدائی انداختن میان دو شریک.
جدائی انداختن میان زن و شوهر و این خطرناکترین و شایع ترین، نوع آن میباشد.


علامات سحر تفریق
تغییر فوری احوال شخصی از محبت به کینه.
ایجاد شک میان آن دو.
عدم پذیرش عذرها.
بزرگ دانستن اسباب اختلاف اگر چه کوچک و حقیر باشد.
تغییر چهره و قیافه طرفین در انظار همدیگر.
نا پسند دانستن هر کاری که طرف دیگر انجام میدهد.
نا پسند دانستن جایی که طرف دیگر در آن مینشیند، مثلا شوهر بیرون از خانه، شاد و با نشاط است. همین که وارد خانه میشود، مضطرب و ناراحت میگردد.
سحر تفریق چگونه، اتفاق میافتد؟
مردی به نزد ساحر میرود و از او میخواهد که میان فلانی و همسرش جدائی بیندازد، ساحر از او میخواهد که اسم آن شخص و اسم مادرش بگوید، سپس اثری از آثار آن شخص، مانند مو، لباس، کلاه و غیره میطلبد. اگر نتوانست آثاری از او را بدست بیاورد، سحر را با آب انجام میدهد و به شخص مزبور میگوید: که آب را بر سر آن شخص بریزد، وقتی او قدمش را آنجا بگذارد و از روی آن آب عبور نماید دچار سحر میشود، یا اینکه سحر را داخل غذا یا آب نوشیدنی او قرار دهد().


علاج
علاج در سه مرحله انجام میشود:
مرحلۀ اول: مرحلۀ قبل از علاج
مرحلۀ قبل از علاج که عبارت است از:
ایجاد فضای ایمانی صحیح،که معالج ابتدا عکسها را از خانهای که در آن مریض مسحور را معالجه میکند بیرون بیاورد تا زمینه برای ورود فرشتگان فراهم گردد.
بیرون کردن تعویذاتی که همراه بیمار است و سوزاندن آنها.
خالی کردن مکان معالجه از موسیقی و سرود.
خالی نمودن مکان از امور مخالف شرع مانند مردی که طلا میپوشد یا زن بیحجاب یا مردی که مبتلا به نوشیدن دخان است.
درسهائی از عقیده و ایمان به بیمار و خانواده اش تدریس شود، تا هر گونه ترس و هیبت غیر الله از دلهایشان بیرون شود.
تشخیص دادن حالت که با سؤال از بیمار معلوم میشود تا اینکه اسباب بیماری را بهتر تشخیص بدهد.
مثلاً از شوهر سوال شود که همسرش را احیاناً زشت میبیند.
آیا میان شما براثر، امور پیش پا افتاده اختلاف میافتد.
آیا خارج از منزل خوشحال و شاداب هستید و داخل خانه احساس ناراحتی میکنید.
آیا یکی از زوجین به هنگام جماع و نزدیکی احساس نفس تنگی میکند؟.
آیا یکی از آنها به علت خوابهای آشفته ناراحت و بی قرار میشود. و سؤالاتی از این قبیل را ادامه باید داد پس اگر عوارض بالا یا بیشتر آن شناخته شد به معالجه ادامه بدهید.
قبل از شروع در معالجه وضو بگیرید و کسانی را که همراه مریض هستند امر به وضو گرفتن بکنید.
اگر مریض زن باشد قبل از شروع در معالجه دستور میدهید که به مریض لباسهای با حجاب بپو شد و ملحفهای روی او کشیده شود. تا در اثنای معالجه، بدنش ظاهر نشود.
زن را در صورتی که لباسهای غیر شرعی پوشیده باشد معالجه نکنید، یا خوش بوئی استعمال کرده، یا بر ناخنهایش لاک یا رنگ ناخن زده باشد چون مشابهت با کفّار دارد....
همچنین هنگام معالجۀ زن، باید یکی از محارم او حضور داشته باشد.
غیر از محارمش کسی دیگر در اتاق داخل نشود.
معالجه کننده با توکل بر خدا و استمداد از او آغاز کند.

مرحلۀ دوم: علاج
معالج دستش را بر روی بیمار میگذارد و این آیات را با ترتیل در گوش بیمار تلاوت میکند:
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجَيم مِنْ هَمْزِهِ و نَفْخِهِ وَنَفْثِهِ
﴿بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ ١ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ ٢ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ ٣ مَٰلِكِ يَوۡمِ ٱلدِّينِ ٤ إِيَّاكَ نَعۡبُدُ وَإِيَّاكَ نَسۡتَعِينُ ٥ ٱهۡدِنَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلۡمُسۡتَقِيمَ ٦ صِرَٰطَ ٱلَّذِينَ أَنۡعَمۡتَ عَلَيۡهِمۡ غَيۡرِ ٱلۡمَغۡضُوبِ عَلَيۡهِمۡ وَلَا ٱلضَّآلِّينَ ٧﴾ «به نام الله که رحمتش بیکران است و به همه میرسد. تمامی شکر و ستایش مخصوص الله است که پروردگار جهانبان میباشد. ذاتی که رحمتش بیکران است و به همه میرسد. و مالک روز جزاست. (پروردگارا!) تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم. ما را به راه راست، هدایت فرما. راه کسانی که به آنان نعمت دادهای؛ نه راه کسانی که بر آنان خشم گرفتهای و نه راه گمراهان».
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجيم ﴿الٓمٓ ١ ذَٰلِكَ ٱلۡكِتَٰبُ لَا رَيۡبَۛ فِيهِۛ هُدٗى لِّلۡمُتَّقِينَ ٢ ٱلَّذِينَ يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡغَيۡبِ وَيُقِيمُونَ ٱلصَّلَوٰةَ وَمِمَّا رَزَقۡنَٰهُمۡ يُنفِقُونَ ٣ وَٱلَّذِينَ يُؤۡمِنُونَ بِمَآ أُنزِلَ إِلَيۡكَ وَمَآ أُنزِلَ مِن قَبۡلِكَ وَبِٱلۡأٓخِرَةِ هُمۡ يُوقِنُونَ ٤ أُوْلَٰٓئِكَ عَلَىٰ هُدٗى مِّن رَّبِّهِمۡۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ ٥﴾ «الف، لام، میم. این، کتابی است که راهنما و هدایتگر پرهیزکاران است و در آن، هیچ شک و تردیدی وجود ندارد. هدایتی است برای کسانی که به غیب ایمان دارند و نماز میگزارند و از آنچه به ایشان دادهایم، انفاق میکنند. آن کسانی که به آنچه بر تو و پیش از تو نازل شده، ایمان آورده و به آخرت یقین دارند. چنین کسانی، در مسیر هدایت پروردگارشان قرار دارند و حتماً رستگار خواهند شد».
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجيم ﴿وَٱتَّبَعُواْ مَا تَتۡلُواْ ٱلشَّيَٰطِينُ عَلَىٰ مُلۡكِ سُلَيۡمَٰنَۖ وَمَا كَفَرَ سُلَيۡمَٰنُ وَلَٰكِنَّ ٱلشَّيَٰطِينَ كَفَرُواْ يُعَلِّمُونَ ٱلنَّاسَ ٱلسِّحۡرَ وَمَآ أُنزِلَ عَلَى ٱلۡمَلَكَيۡنِ بِبَابِلَ هَٰرُوتَ وَمَٰرُوتَۚ وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنۡ أَحَدٍ حَتَّىٰ يَقُولَآ إِنَّمَا نَحۡنُ فِتۡنَةٞ فَلَا تَكۡفُرۡۖ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنۡهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِۦ بَيۡنَ ٱلۡمَرۡءِ وَزَوۡجِهِۦۚ وَمَا هُم بِضَآرِّينَ بِهِۦ مِنۡ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذۡنِ ٱللَّهِۚ وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمۡ وَلَا يَنفَعُهُمۡۚ وَلَقَدۡ عَلِمُواْ لَمَنِ ٱشۡتَرَىٰهُ مَا لَهُۥ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ مِنۡ خَلَٰقٖۚ وَلَبِئۡسَ مَا شَرَوۡاْ بِهِۦٓ أَنفُسَهُمۡۚ لَوۡ كَانُواْ يَعۡلَمُونَ ١٠٢﴾ [البقرة: 102]. «و از آنچه شیاطین، دربارهی پادشاهی سلیمان (به هم میبافتند و برای مردم) میخواندند، پیروی کردند؛ در حالی که سلیمان هیچگاه کفر نورزید (و چنین نبود که با نیروی سحر، حکمرانی کند). بلکه این شیاطین بودند که کفر ورزیدند و به مردم، سحر تعلیم میدادند و نیز آنچه را که بر دو فرشتهی بابل (به نامهای) هاروت و ماروت نازل شد. (آن دو فرشته، طرز باطل کردن سحر را به مردم آموزش میدادند) وبه هیچ کس چیزی یاد نمیدادند مگر اینکه (ابتدا) به او میگفتند: ما وسیلهی آزمایشیم؛ مبادا کافر شوی. ولی آنها از آن دو مطالبی میآموختند که بتوانند به وسیلهی آن، میان مرد و همسرش جدایی بیندازند. ولی جز به اجازه و خواست الله نمیتوانند به کسی زیانی برسانند. آنها، چیزهایی میآموختند که برایشان ضررداشت، نه فایده؛ و قطعاً میدانستند که هر کس، خریدار چنین متاعی باشد، هیچ بهرهای در آخرت نخواهد داشت. آنچه خود را به آن فروختند، خیلی زشت و ناپسند است؛ اگر میدانستند».
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجيم ﴿وَإِلَٰهُكُمۡ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞۖ لَّآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ٱلرَّحۡمَٰنُ ٱلرَّحِيمُ ١٦٣ إِنَّ فِي خَلۡقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَٱخۡتِلَٰفِ ٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ وَٱلۡفُلۡكِ ٱلَّتِي تَجۡرِي فِي ٱلۡبَحۡرِ بِمَا يَنفَعُ ٱلنَّاسَ وَمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مِن مَّآءٖ فَأَحۡيَا بِهِ ٱلۡأَرۡضَ بَعۡدَ مَوۡتِهَا وَبَثَّ فِيهَا مِن كُلِّ دَآبَّةٖ وَتَصۡرِيفِ ٱلرِّيَٰحِ وَٱلسَّحَابِ ٱلۡمُسَخَّرِ بَيۡنَ ٱلسَّمَآءِ وَٱلۡأَرۡضِ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَعۡقِلُونَ ١٦٤﴾ [البقرة: 163-164]. «معبود برحقشان، یگانه خدایی است که هیچ معبود برحقی جز او وجود ندارد و او، بسیار مهربان است و رحمتش، به همه میرسد. در آفرینش آسمانها و زمین، و گردش شب و روز، و کشتیهایی که در دریا به نفع مردم در حرکتند و نیز در آبی که الله از آسمان فرو میفرستد تا زمین را با آن زنده کند و انواع جانوران را در آن پراکنده سازد و همچنین در تغییر مسیر بادها و ابرهایی که بین زمین و آسمان مسخرند، نشانههایی است برای کسانی که میاندیشند».
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجيم ﴿ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ٱلۡحَيُّ ٱلۡقَيُّومُۚ لَا تَأۡخُذُهُۥ سِنَةٞ وَلَا نَوۡمٞۚ لَّهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِۗ مَن ذَا ٱلَّذِي يَشۡفَعُ عِندَهُۥٓ إِلَّا بِإِذۡنِهِۦۚ يَعۡلَمُ مَا بَيۡنَ أَيۡدِيهِمۡ وَمَا خَلۡفَهُمۡۖ وَلَا يُحِيطُونَ بِشَيۡءٖ مِّنۡ عِلۡمِهِۦٓ إِلَّا بِمَا شَآءَۚ وَسِعَ كُرۡسِيُّهُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَۖ وَلَا يَu200dُٔودُهُۥ حِفۡظُهُمَاۚ وَهُوَ ٱلۡعَلِيُّ ٱلۡعَظِيمُ ٢٥٥﴾ [البقرة: 255].
«الله؛ آن ذاتی که هیچ معبود برحقی جز او وجود ندارد؛ همیشه زندهای است که اداره و تدبیر تمام هستی را در دست دارد و او را هرگز نه چُرت میگیرد و نه خواب. هیچکس نمیتواند نزدش شفاعت کند مگر به اِذنش؛ آنچه در آسمانها و زمین است، از آنِ اوست. گذشته، حال و آیندهی آنان را میداند و به هیچ چیزی از علم الهی (اعم از علم ذات و صفاتش) آگاهی نمییابند. کُرسی پروردگار، آسمانها و زمین را در برگرفته است و حفظ و نگهداریشان برای الله دشوار نیست؛ و او بلندمرتبه و بزرگ است».
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجيم ﴿ءَامَنَ ٱلرَّسُولُ بِمَآ أُنزِلَ إِلَيۡهِ مِن رَّبِّهِۦ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَۚ كُلٌّ ءَامَنَ بِٱللَّهِ وَمَلَٰٓئِكَتِهِۦ وَكُتُبِهِۦ وَرُسُلِهِۦ لَا نُفَرِّقُ بَيۡنَ أَحَدٖ مِّن رُّسُلِهِۦۚ وَقَالُواْ سَمِعۡنَا وَأَطَعۡنَاۖ غُفۡرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيۡكَ ٱلۡمَصِيرُ ٢٨٥ لَا يُكَلِّفُ ٱللَّهُ نَفۡسًا إِلَّا وُسۡعَهَاۚ لَهَا مَا كَسَبَتۡ وَعَلَيۡهَا مَا ٱكۡتَسَبَتۡۗ رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذۡنَآ إِن نَّسِينَآ أَوۡ أَخۡطَأۡنَاۚ رَبَّنَا وَلَا تَحۡمِلۡ عَلَيۡنَآ إِصۡرٗا كَمَا حَمَلۡتَهُۥ عَلَى ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِنَاۚ رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلۡنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِۦۖ وَٱعۡفُ عَنَّا وَٱغۡفِرۡ لَنَا وَٱرۡحَمۡنَآۚ أَنتَ مَوۡلَىٰنَا فَٱنصُرۡنَا عَلَى ٱلۡقَوۡمِ ٱلۡكَٰفِرِينَ ٢٨٦﴾ «پیامبر به آنچه از جانب پروردگارش به او نازل شده، ایمان دارد و نیز مؤمنان؛ همگی به الله و فرشتگانش، و به کتابها و پیامبرانش ایمان داشته، (میگویند:) میان هیچیک از فرستادگانش فرق نمیگذاریم (و به همه ایمان داریم)؛ فرمان پروردگار را شنیدیم و اطاعت کردیم. پروردگارا! ما خواهان آمرزشت هستیم و بازگشت به سوی توست. الله، هیچکس را جز به اندازهی توانش تکلیف نمیدهد. هر عمل نیکی که انسان انجام دهد، به نفع اوست و هر عمل بدی که مرتکب شود، به ضررش میباشد. پروردگارا! اگر فراموش کردیم یا به خطا رفتیم، ما را مؤاخذه مکن. پروردگارا! بر ما آنچنان تکالیف دشواری قرار نده که بر امتهای پیش از ما نهادی. پروردگارا! تکالیف و مصائبی که طاقتش را نداریم، بر دوشمان قرار مده و از ما در گذر و ما را ببخش و بر ما رحم بفرما. تو یار و یاورمان هستی؛ پس ما را بر کافران پیروز بگردان».
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجيم ﴿شَهِدَ ٱللَّهُ أَنَّهُۥ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ وَأُوْلُواْ ٱلۡعِلۡمِ قَآئِمَۢا بِٱلۡقِسۡطِۚ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ ١٨ إِنَّ ٱلدِّينَ عِندَ ٱللَّهِ ٱلۡإِسۡلَٰمُۗ وَمَا ٱخۡتَلَفَ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡكِتَٰبَ إِلَّا مِنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَهُمُ ٱلۡعِلۡمُ بَغۡيَۢا بَيۡنَهُمۡۗ وَمَن يَكۡفُرۡ بِu200dَٔايَٰتِ ٱللَّهِ فَإِنَّ ٱللَّهَ سَرِيعُ ٱلۡحِسَابِ ١٩﴾ [آل عمران: 18-19]. «الله که همواره امور هستی را به عدالت تدبیر میکند، گواهی میدهد که هیچ معبود برحقی جز او وجود ندارد؛ و فرشتگان و صاحبان دانش نیز همینگونه گواهی میدهند. هیچ معبود برحقی جز الله که عزیز و حکیم است، وجود ندارد. بیگمان دین حق نزد الله اسلام است و اهل کتاب تنها پس از آن، (در قبول اسلام) با هم اختلاف نمودند که با وجود آگاهی از حق، از روی حسادت به بغاوت و سرکشی بر یکدیگر پرداختند. و هر کس به آیات الله کفر بورزد، بداند که الله خیلی زود به حساب بندگانش رسیدگی میکند».
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجيم ﴿إِنَّ رَبَّكُمُ ٱللَّهُ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٖ ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰ عَلَى ٱلۡعَرۡشِۖ يُغۡشِي ٱلَّيۡلَ ٱلنَّهَارَ يَطۡلُبُهُۥ حَثِيثٗا وَٱلشَّمۡسَ وَٱلۡقَمَرَ وَٱلنُّجُومَ مُسَخَّرَٰتِۢ بِأَمۡرِهِۦٓۗ أَلَا لَهُ ٱلۡخَلۡقُ وَٱلۡأَمۡرُۗ تَبَارَكَ ٱللَّهُ رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ ٥٤ ٱدۡعُواْ رَبَّكُمۡ تَضَرُّعٗا وَخُفۡيَةًۚ إِنَّهُۥ لَا يُحِبُّ ٱلۡمُعۡتَدِينَ ٥٥ وَلَا تُفۡسِدُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ بَعۡدَ إِصۡلَٰحِهَا وَٱدۡعُوهُ خَوۡفٗا وَطَمَعًاۚ إِنَّ رَحۡمَتَ ٱللَّهِ قَرِيبٞ مِّنَ ٱلۡمُحۡسِنِينَ ٥٦﴾ [الأعراف: 54 ـ56].
«پروردگارتان، آن ذاتی است که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید و آنگاه بر عرش استقرار یافت. روز و شب را که با شتاب در پی هم میآیند، به هم میرساند و خورشید و ماه و ستارگان را آفرید که به فرمانش هستند. آگاه باشید که آفرینش و فرمان، از آنِ پروردگار است. الله، پروردگار جهانیان، بزرگ و برتر و والامقام است. پروردگارتان را با زاری و در نهان بخوانید؛ به راستی او کسانی را که از حد میگذرند، دوست ندارد. پس از آنکه زمین را (با نیکیها) اصلاح نمودید، در آن به فساد و تبهکاری نپردازید و پروردگارتان را با بیم و امید بخوانید. به راستی رحمت پروردگار به نیکوکاران نزدیک است».
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجيم ﴿۞وَأَوۡحَيۡنَآ إِلَىٰ مُوسَىٰٓ أَنۡ أَلۡقِ عَصَاكَۖ فَإِذَا هِيَ تَلۡقَفُ مَا يَأۡفِكُونَ ١١٧ فَوَقَعَ ٱلۡحَقُّ وَبَطَلَ مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ ١١٨ فَغُلِبُواْ هُنَالِكَ وَٱنقَلَبُواْ صَٰغِرِينَ ١١٩ وَأُلۡقِيَ ٱلسَّحَرَةُ سَٰجِدِينَ ١٢٠ قَالُوٓاْ ءَامَنَّا بِرَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ ١٢١ رَبِّ مُوسَىٰ وَهَٰرُونَ ١٢٢﴾ [الأعراف: 117-122]. «به موسی وحی کردیم: عصایت را بینداز؛ ناگهان عصای موسی شروع به بلعیدن چیزهایی کرد که با (جادو و جنبر) سر هم کرده بودند. بدینترتیب حق ثابت شد و سحری که جادوگران انجام میدادند، باطل گردید. آنجا بود که (فرعونیان) شکست خوردند و خوار شدند. و جادوگران به سجده افتادند. گفتند: به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم. به پروردگار موسی و هارون».
﴿وَأُلۡقِيَ ٱلسَّحَرَةُ سَٰجِدِينَ ١٢٠﴾ این آیه را 30 مرتبه تکرار کند.
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجيم ﴿فَلَمَّآ أَلۡقَوۡاْ قَالَ مُوسَىٰ مَا جِئۡتُم بِهِ ٱلسِّحۡرُۖ إِنَّ ٱللَّهَ سَيُبۡطِلُهُۥٓ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُصۡلِحُ عَمَلَ ٱلۡمُفۡسِدِينَ ٨١ وَيُحِقُّ ٱللَّهُ ٱلۡحَقَّ بِكَلِمَٰتِهِۦ وَلَوۡ كَرِهَ ٱلۡمُجۡرِمُونَ ٨٢﴾ [يونس: 81-82]. «و چون (بساط جادوی خویش را) انداختند، موسی گفت: آنچه آوردهاید، جادوست؛ بیگمان پروردگار آن را بهزودی باطل میکند به راستی پروردگار کردار تبهکاران را سامان نمیبخشد». و پروردگار به فرمان خویش حق را تحقق میبخشد؛ هر چند برای گنهکاران ناخوشایند باشد این آیات را بسیار تکرار کند مخصوص آیه ذیل را: ﴿إِنَّ ٱللَّهَ سَيُبۡطِلُهُۥ﴾.
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجيم ﴿وَأَلۡقِ مَا فِي يَمِينِكَ تَلۡقَفۡ مَا صَنَعُوٓاْۖ إِنَّمَا صَنَعُواْ كَيۡدُ سَٰحِرٖۖ وَلَا يُفۡلِحُ ٱلسَّاحِرُ حَيۡثُ أَتَىٰ ٦٩﴾ [طه: 69] این آیه بسیار تکرار شود.
ترجمه: «آنچه را که در دست راست توست، بینداز تا آنچه را ساخته و پرداختهاند، ببلعد؛ جز این نیست که آنچه ساختهاند، افسون و نیرنگ جادوگر است. و جادوگر هر جا برود، رستگار نمیشود».
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجيم ﴿أَفَحَسِبۡتُمۡ أَنَّمَا خَلَقۡنَٰكُمۡ عَبَثٗا وَأَنَّكُمۡ إِلَيۡنَا لَا تُرۡجَعُونَ ١١٥ فَتَعَٰلَى ٱللَّهُ ٱلۡمَلِكُ ٱلۡحَقُّۖ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ ٱلۡعَرۡشِ ٱلۡكَرِيمِ ١١٦ وَمَن يَدۡعُ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ لَا بُرۡهَٰنَ لَهُۥ بِهِۦ فَإِنَّمَا حِسَابُهُۥ عِندَ رَبِّهِۦٓۚ إِنَّهُۥ لَا يُفۡلِحُ ٱلۡكَٰفِرُونَ ١١٧ وَقُل رَّبِّ ٱغۡفِرۡ وَٱرۡحَمۡ وَأَنتَ خَيۡرُ ٱلرَّٰحِمِينَ ١١٨﴾ [المؤمنون: 115-118]. «آیا گمان بردید که ما شما را بیهوده آفریدیم و شما بهسوی ما بازگردانده نمیشوید. الله فرمانروای حق و راستین، بس برتر و فراتر است؛ هیچ معبود راستینی جز او که پروردگار عرش گرانقدر است، وجود ندارد. و هر کس معبود دیگری با الله بخواند، هیچ دلیل و برهانی ندارد و جز این نیست که حسابش نزد پروردگار اوست. بیگمان کافران رستگار نمیشوند. و بگو: پروردگارا! بیامرز و ببخشای که تو بهترین بخشایندهای».
أَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجيم. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم ﴿وَٱلصَّٰٓفَّٰتِ صَفّٗا ١ فَٱلزَّٰجِرَٰتِ زَجۡرٗا ٢ فَٱلتَّٰلِيَٰتِ ذِكۡرًا ٣ إِنَّ إِلَٰهَكُمۡ لَوَٰحِدٞ ٤ رَّبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا بَيۡنَهُمَا وَرَبُّ ٱلۡمَشَٰرِقِ ٥ إِنَّا زَيَّنَّا ٱلسَّمَآءَ ٱلدُّنۡيَا بِزِينَةٍ ٱلۡكَوَاكِبِ ٦ وَحِفۡظٗا مِّن كُلِّ شَيۡطَٰنٖ مَّارِدٖ ٧ لَّا يَسَّمَّعُونَ إِلَى ٱلۡمَلَإِ ٱلۡأَعۡلَىٰ وَيُقۡذَفُونَ مِن كُلِّ جَانِبٖ ٨ دُحُورٗاۖ وَلَهُمۡ عَذَابٞ وَاصِبٌ ٩ إِلَّا مَنۡ خَطِفَ ٱلۡخَطۡفَةَ فَأَتۡبَعَهُۥ شِهَابٞ ثَاقِبٞ ١٠﴾ [الصافات: 1-10]. «سوگند به فرشتگان صف بسته (که در خدمت پروردگارشان) صف بستهاند. سوگند به فرشتگانی که (ابرها و امثال آن را) چنانکه باید، میرانند. و سوگند به فرشتگانی که (کلام الهی را) را چنانکه باید تلاوت میکنند. بیگمان معبود شما یکی است. پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست؛ و پروردگار مشرقها. ما، آسمان دنیا را به زیوری (همچون) ستارگان آراستیم. و آن را از هر شیطان سرکشی به خوبی حفظ کردیم. نمیتوانند به (اخبار) ملأ اعلی گوش دهند و از هر سو هدف (سنگهای آسمانی) قرار میگیرند... ... تا رانده شوند و عذابی همیشگی دارند. مگر کسی که خبری (از آسمان) برباید؛ پس شعلهای سوزان به دنبالش میافتد».
أَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجيم ﴿وَإِذۡ صَرَفۡنَآ إِلَيۡكَ نَفَرٗا مِّنَ ٱلۡجِنِّ يَسۡتَمِعُونَ ٱلۡقُرۡءَانَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوٓاْ أَنصِتُواْۖ فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوۡاْ إِلَىٰ قَوۡمِهِم مُّنذِرِينَ ٢٩ قَالُواْ يَٰقَوۡمَنَآ إِنَّا سَمِعۡنَا كِتَٰبًا أُنزِلَ مِنۢ بَعۡدِ مُوسَىٰ مُصَدِّقٗا لِّمَا بَيۡنَ يَدَيۡهِ يَهۡدِيٓ إِلَى ٱلۡحَقِّ وَإِلَىٰ طَرِيقٖ مُّسۡتَقِيمٖ ٣٠ يَٰقَوۡمَنَآ أَجِيبُواْ دَاعِيَ ٱللَّهِ وَءَامِنُواْ بِهِۦ يَغۡفِرۡ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمۡ وَيُجِرۡكُم مِّنۡ عَذَابٍ أَلِيمٖ ٣١ وَمَن لَّا يُجِبۡ دَاعِيَ ٱللَّهِ فَلَيۡسَ بِمُعۡجِزٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَيۡسَ لَهُۥ مِن دُونِهِۦٓ أَوۡلِيَآءُۚ أُوْلَٰٓئِكَ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٍ ٣٢﴾ [الأحقاف: 29-32]. «و زمانی (را یاد کن) که گروهی از جنها را به سوی تو متوجه کردیم که قرآن میشنیدند. و چون نزدش حضور یافتند، گفتند: سکوت نمایید. و چون (تلاوت قرآن) پایان یافت، در حالی که هشداردهنده بودند، به سوی قومشان بازگشتند. گفتند: ای قوم ما! به راستی ما کتابی شنیدیم که پس از موسی نازل شده و تصدیقکننده ی کتابهای پیشین است؛ بهسوی حق و به راه راست هدایت میکند. ای قوم ما! دعوتگر الهی را اجابت کنید و به او ایمان بیاورید تا الله گناهانتان را بیامرزد و از عذاب دردناک پناهتان دهد. و هر کس فراخوان دعوتگر پروردگار را نپذیرد، نمیتواند مانع عذاب الهی در زمین شود و در برابر الله هیچ دوست و یاوری ندارد. چنین کسانی در گمراهی آشکاری هستند».
أَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجيم ﴿يَٰمَعۡشَرَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِ إِنِ ٱسۡتَطَعۡتُمۡ أَن تَنفُذُواْ مِنۡ أَقۡطَارِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ فَٱنفُذُواْۚ لَا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلۡطَٰنٖ ٣٣ فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ٣٤ يُرۡسَلُ عَلَيۡكُمَا شُوَاظٞ مِّن نَّارٖ وَنُحَاسٞ فَلَا تَنتَصِرَانِ ٣٥ فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ٣٦﴾ [الرحمن: 33-36]. «اى گروه جنّ و انس، اگر مى توانید از مرزهای آسمانها و زمین (و از قبضه قدرت الهى وقضا وقدر او) بیرون شوید، بیرون شوید (ولى این خیال محالى است زیرا) هرگز خارج از ملک و سلطنت خدا نتوانید شد پس کدامین نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى کنید؟! شعله هایى از آتش بى دود، و دودهایى متراکم؛ و شما نمى توانید از یکدیگر یارى بطلبید! پس کدامین نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى کنید؟!».
أَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجيم ﴿لَوۡ أَنزَلۡنَا هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانَ عَلَىٰ جَبَلٖ لَّرَأَيۡتَهُۥ خَٰشِعٗا مُّتَصَدِّعٗا مِّنۡ خَشۡيَةِ ٱللَّهِۚ وَتِلۡكَ ٱلۡأَمۡثَٰلُ نَضۡرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمۡ يَتَفَكَّرُونَ ٢١ هُوَ ٱللَّهُ ٱلَّذِي لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۖ عَٰلِمُ ٱلۡغَيۡبِ وَٱلشَّهَٰدَةِۖ هُوَ ٱلرَّحۡمَٰنُ ٱلرَّحِيمُ ٢٢ هُوَ ٱللَّهُ ٱلَّذِي لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ٱلۡمَلِكُ ٱلۡقُدُّوسُ ٱلسَّلَٰمُ ٱلۡمُؤۡمِنُ ٱلۡمُهَيۡمِنُ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡجَبَّارُ ٱلۡمُتَكَبِّرُۚ سُبۡحَٰنَ ٱللَّهِ عَمَّا يُشۡرِكُونَ ٢٣ هُوَ ٱللَّهُ ٱلۡخَٰلِقُ ٱلۡبَارِئُ ٱلۡمُصَوِّرُۖ لَهُ ٱلۡأَسۡمَآءُ ٱلۡحُسۡنَىٰۚ يُسَبِّحُ لَهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ ٢٤﴾ [الحشر: 21ـ 24] «اگر این قرآن را بر کوهی نازل میکردیم میدیدی که در برابر آن خاشع میشود، و از خوف خدا میشکافد، و اینها مثالهائی است که برای مردم میزنیم تا شاید در آن بیندیشند. او خدائی است که معبودی بحق جز او نیست، دانای نهان و آشکار است، و او رحمان و رحیم است. او خدائی است که معبودی به حق جز او نیست، حاکم و مالک اصلی اوست، از هر عیب پاک و منزه است، به کسی ستم نمیکند، امنیت بخش است، و مراقب (همه چیز) است، او قدرتمندی شکستناپذیر است که با ارادۀ نافذ خود هر امری را اصلاح میکند، و شایستۀ عظمت است، خداوند منزه است از آنچه شریک برای او قرار میدهند. او خداوندی است خالق، آفرینندهای نو ساز، و صورتگری بینظیر، برای او نامهای نیک است، و آنچه در آسمانها و زمین است تسبیح او میگویند، و او عزیز و حکیم است».
أَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجيم ﴿قُلۡ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ ٱسۡتَمَعَ نَفَرٞ مِّنَ ٱلۡجِنِّ فَقَالُوٓاْ إِنَّا سَمِعۡنَا قُرۡءَانًا عَجَبٗا ١ يَهۡدِيٓ إِلَى ٱلرُّشۡدِ فَu200dَٔامَنَّا بِهِۦۖ وَلَن نُّشۡرِكَ بِرَبِّنَآ أَحَدٗا ٢ وَأَنَّهُۥ تَعَٰلَىٰ جَدُّ رَبِّنَا مَا ٱتَّخَذَ صَٰحِبَةٗ وَلَا وَلَدٗا ٣ وَأَنَّهُۥ كَانَ يَقُولُ سَفِيهُنَا عَلَى ٱللَّهِ شَطَطٗا ٤ وَأَنَّا ظَنَنَّآ أَن لَّن تَقُولَ ٱلۡإِنسُ وَٱلۡجِنُّ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبٗا ٥ وَأَنَّهُۥ كَانَ رِجَالٞ مِّنَ ٱلۡإِنسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٖ مِّنَ ٱلۡجِنِّ فَزَادُوهُمۡ رَهَقٗا ٦ وَأَنَّهُمۡ ظَنُّواْ كَمَا ظَنَنتُمۡ أَن لَّن يَبۡعَثَ ٱللَّهُ أَحَدٗا ٧ وَأَنَّا لَمَسۡنَا ٱلسَّمَآءَ فَوَجَدۡنَٰهَا مُلِئَتۡ حَرَسٗا شَدِيدٗا وَشُهُبٗا ٨ وَأَنَّا كُنَّا نَقۡعُدُ مِنۡهَا مَقَٰعِدَ لِلسَّمۡعِۖ فَمَن يَسۡتَمِعِ ٱلۡأٓنَ يَجِدۡ لَهُۥ شِهَابٗا رَّصَدٗا ٩﴾ [الجن: 1-9]. «بگو: به من وحی شده. جمعی از جنّ به سخنانم گوش فرا دادند، سپس گفتند، ما قرآن عجیبی شنیدهایم. که (این قرآن همگان را) به راه راست هدایت میکند، و لذا ما به آن ایمان آوردهایم و هرگز کسی را شریک پروردگارمان قرار نمیدهیم. بلند است مقام با عظمت پروردگار ما, و او هرگز برای خود همسر و فرزندی انتخاب نکرده است. که سفیه ما (ابلیس) دربارۀ خدا سخنان ناروا میگفت. و ما گمان میکردیم که انس و جنّ هرگز، بر خدا دروغ نمیبندند. مردانی از بشر به مردانی از جن پناه میبردند، و آنها سبب افزایش گمراهی و طغیانشان میشدند. و این که آنها گمان کردند ـ همانگونه که شما گمان کردید ـ که خداوند هرگز کسی را (به نبوت) مبعوث نمیکند. ما آسمان را جستجو کردیم و همه را پر از محافظان قوی و تیرهای شهاب یافتیم. ما پیش از این به استراق سمع در آسمانها مینشستیم (و اخباری از آن دریافت میداشتیم و به اطلاع دوستان خود میرساندیم) اما اکنون هر کس بخواهد استراق سمع کند، شهابی را در کمین خود مییابد».
أَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجيم ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَّهُ أَحَدٌ ١ ٱللَّهُ ٱلصَّمَدُ ٢ لَمۡ يَلِدۡ وَلَمۡ يُولَدۡ ٣ وَلَمۡ يَكُن لَّهُۥ كُفُوًا أَحَدُۢ ٤﴾ [الإخلاص: 1-4]. «بگو الله یکتا و یگانه است. خداوندی است که همۀ نیازمندان قصد او میکنند. (هرگز) نزاد و زاده نشد. و برای او هیچگاه شبیه و مانندی نبوده است».
أَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجيم ﴿قُلۡ أَعُوذُ بِرَبِّ ٱلۡفَلَقِ ١ مِن شَرِّ مَا خَلَقَ ٢ وَمِن شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ ٣ وَمِن شَرِّ ٱلنَّفَّٰثَٰتِ فِي ٱلۡعُقَدِ ٤ وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ ٥﴾ [الفلق: 1-5]. «بگو: پناه میبرم به پروردگار سپیدۀ صبح. از شر تمام آنچه آفریده است. و از شرّ شب تاریک چون [تاریکى اش همه چیز را] فرو پوشاند. [زیرا که در شب تاریک انواع حیوانات موذى و انسانهاى فاسق و فاجر براى ضربه زدن به انسان در کمین اند]. و از شرّ آنها [زنان جادوگر] که که با افسون در گرهها میدمند. و از شرّ هر حسودی هنگامیکه حسد میورزد».
و این آیه: ﴿وَمِن شَرِّ ٱلنَّفَّٰثَٰتِ فِي ٱلۡعُقَدِ ٤﴾ را بسیار تکرار کند.
أَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجيم ﴿قُلۡ أَعُوذُ بِرَبِّ ٱلنَّاسِ ١ مَلِكِ ٱلنَّاسِ ٢ إِلَٰهِ ٱلنَّاسِ ٣ مِن شَرِّ ٱلۡوَسۡوَاسِ ٱلۡخَنَّاسِ ٤ ٱلَّذِي يُوَسۡوِسُ فِي صُدُورِ ٱلنَّاسِ ٥ مِنَ ٱلۡجِنَّةِ وَٱلنَّاسِ ٦﴾ [الناس: 1-6]. «بگو: پناه میبرم به پروردگار مردم. به مالک و حاکم مردم. به (خدا و) معبود مردم. از شرّ وسوسهگر پنهانکار. که درون سینۀ انسانها وسوسه میکند. خواه از جن باشد یا از انسان».
صدای بلند در گوش بیمار، یکی از این حالات سه گانه برای بیمار پیش خواهد آمد:
حالت اول: مریضی دچار بیهوشی میشود، و جنی که مأموریت دارد به سخن در میآید و معالج باید بگونهای با او رفتار کند که با یک بیمار جنزده رفتار میشود.
که در کتابم «الوقاية ...» مفصلاً بیان شده است و در اینجا از تکرار آن معذوریم.
ولی نخست باید معالج، از جن بپرسد:
که اسمش کیست و دینش چیست؟ آنگاه بر حسب حال او با وی بر خورد کند. اگر غیر مسلمان بود بر او اسلام را عرضه کند. اما اگر مسلمان بود به او بفهماند که سحر و حرف شنوی از ساحر، در اسلام کار بسیار زشت و گناه سنگینی است.
سپس او را از محل گذاشتن سحر بپرسد. اگر نشانی محل را گفت. کسی را برای اخراج آن بفرستد و اگر نیافت بداند که دروغ گفته است و جنها در دروغ گفتن مهارت دارند.
همچنین از او سئوال کند بکند که تنها است یا افراد دیگری نیز با او در این مأموریت شریکاند. اگر افراد دیگری نیز با او شریک بودهاند، معالج، آنها را نیز بطلبد و با آنها سخن بگوید():
باید توجه داشت که جنها گاهی بخاطر ایجاد اختلاف و دشمنی، اسم انسانهائی را بر زبان میآورد و میگوید فلانی نزد ساحر رفته و تقاضای سحر کرده است. و اصلاً نباید به اعترافات او ارج نهاد و باور کرد، زیرا او بعلت انجام مأموریت و خدمت ساحر، فاسق شده است و گواهی فاسق اعتباری ندارد. چنانکه اللهأ میفرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِن جَآءَكُمۡ فَاسِقُۢ بِنَبَإٖ فَتَبَيَّنُوٓاْ أَن تُصِيبُواْ قَوۡمَۢا بِجَهَٰلَةٖ فَتُصۡبِحُواْ عَلَىٰ مَا فَعَلۡتُمۡ نَٰدِمِينَ ٦﴾ [الحجرات: 6].
ترجمه: «ای مؤمنان اگر فاسق نزد شما خبری آورد، پس تحقیق کنید که مبادا نادانسته به قومیآسیبی برسانید، سپس بر کرده خود پشیمان بشوید».
و اگر جن به مکانی سحر خبر داد و شما آن را استخراج نمودید، پس این آیات را بر مقداری آب بخوانید:
﴿۞وَأَوۡحَيۡنَآ إِلَىٰ مُوسَىٰٓ أَنۡ أَلۡقِ عَصَاكَۖ فَإِذَا هِيَ تَلۡقَفُ مَا يَأۡفِكُونَ ١١٧ فَوَقَعَ ٱلۡحَقُّ وَبَطَلَ مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ ١١٨ فَغُلِبُواْ هُنَالِكَ وَٱنقَلَبُواْ صَٰغِرِينَ ١١٩ وَأُلۡقِيَ ٱلسَّحَرَةُ سَٰجِدِينَ ١٢٠ قَالُوٓاْ ءَامَنَّا بِرَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ ١٢١ رَبِّ مُوسَىٰ وَهَٰرُونَ ١٢٢﴾ [الاعراف: 117-122]. «به موسی وحی کردیم: عصایت را بینداز؛ ناگهان عصای موسی شروع به بلعیدن چیزهایی کرد که با (جادو و جنبر) سر هم کرده بودند. بدینترتیب حق ثابت شد و سحری که جادوگران انجام میدادند، باطل گردید. آنجا بود که (فرعونیان) شکست خوردند و خوار شدند. و جادوگران به سجده افتادند. گفتند: به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم. به پروردگار موسی و هارون».
﴿فَلَمَّآ أَلۡقَوۡاْ قَالَ مُوسَىٰ مَا جِئۡتُم بِهِ ٱلسِّحۡرُۖ إِنَّ ٱللَّهَ سَيُبۡطِلُهُۥٓ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُصۡلِحُ عَمَلَ ٱلۡمُفۡسِدِينَ ٨١ وَيُحِقُّ ٱللَّهُ ٱلۡحَقَّ بِكَلِمَٰتِهِۦ وَلَوۡ كَرِهَ ٱلۡمُجۡرِمُونَ ٨٢﴾ [يونس: 81-82]. «و هنگامی که جادوگران آمدند، موسی به آنان گفت: «آنچه را که میخواهید، بیندازید». و چون (بساط جادوی خویش را) انداختند، موسی گفت: آنچه آوردهاید، جادوست؛ بیگمان پروردگار آن را بهزودی باطل میکند به راستی پروردگار کردار تبهکاران را سامان نمیبخشد. و پروردگار به فرمان خویش حق را تحقق میبخشد؛ هر چند برای گنهکاران ناخوشایند باشد».
﴿وَأَلۡقِ مَا فِي يَمِينِكَ تَلۡقَفۡ مَا صَنَعُوٓاْۖ إِنَّمَا صَنَعُواْ كَيۡدُ سَٰحِرٖۖ وَلَا يُفۡلِحُ ٱلسَّاحِرُ حَيۡثُ أَتَىٰ ٦٩﴾ [طه: 69]. «آنچه را که در دست راست توست، بینداز تا آنچه را ساخته و پرداختهاند، ببلعد؛ جز این نیست که آنچه ساختهاند، افسون و نیرنگ جادوگر است. و جادوگر هر جا برود، رستگار نمیشود».

برچسب: نویسنده: یاسین اسماعیلی تاريخ: جمعه 8 آذر 1398 ساعت: 10:01

صفحه بندی