خرید بک لینک


آیات فوق را بر ظرفی از آب خوانده و در آن بدمد سپس ازسحر نیلوبلاگ کشف شده را داخل آبها قرار داده بعد آنها را در جایی دور از محل رفت و آمد مردم، بریزد.
اگر جن گفت: که بیمار سحر را نوشیده است. باید از بیمار سؤال کرد که آیا در معده اش احساس درد شدید دارد. اگر داشت جن راست گفته است و اگر نه، دروغ گفته است.
اگر متوجه شدی که جن راست میگوید با او توافق کن که دست از سر بیمار بر دارد و دوباره بر نگردد. سپس آیات فوق را به اضافه آیه [102: بقره] هفت بار بر مقداری آب، بخوان و به بیمار بگو: آنها را تا هفت روز (و در صورت نیاز بیشتر) صبح و شام بنوشد.
و اگرسحر، مکتوب بوده یعنی نوشته شده است و یا بر اثری از آثار بیمار، مانند مو، لباس، و غیره خوانده شده است، معالج، آیات فوق را بخواند و در مقداری آب بدَمد تا بیمار بنوشد و هم (خارج از حمام) غسل کند و آب غسل را. بیرون بریزد و میتواند تا هفت روز بر این آب بیفزاید تا اینکه بیمار کاملاً شفا یابد.
و از جن نیز بخواهد که برای همیشه خارج بشود و از او عهد و پیمان گرفته شود.
بعد از یک هفته دوباره بیمار را نزد معالج بیاورند تا مجددا بر او دَم بخواند، اگر چیزی احساس نمود، پس بحمد الله اثر جادو زدوده شده است. اما اگر بیهوش شد پس باید دانست که جن دروغ گفته و پیمان خود را نقص نموده است. و اگر دست بردار نشد، از روشهای کتک و تأدیب استفاده شود.
اما اگر بیمار، بیهوش نشد ولی دچار دردسر یا سر گیجه و ارتعاش کرد، آنگاه معالج به او نوار تلاوتی که فقط آیة الکرسی در آن بصورت تکرار ضبط شده باشد بدهد تا به مدت یکماه، روزانه سه بار آن را گوش کند. سپس دوباره نزد معالج بر گردد و ایشان برای بار سوم همان آیات سابق را بر او تلاوت کند، ان شاء الله کاملاً شفا خواهد یافت.
اما اگر باز هم احساس شد که کاملاً شفا نیافته است نوار سورههای «صافات، دخان، جن» را به مدت سه هفته، روزانه سه بار گوش کند، ان شاء الله شفا خواهد یافت. در صورت نیاز، بیشتر از مدت یاد شده گوش کند.


حالت دوم: اینکه مریض دچار بیهوشی نشود ولی در اثناء دَم، احساس سر گیجه یا لرزش یا سر درد شدید بکند، باید معالج، دَم را سه مرتبه تکرار نماید، پس اگر بار سوم دچار بیهوشی شد مانند حالت اول عمل کنید و اگر دچار بیهوشی نشد ولی به لرزش اندام یا دردسر مبتلاء شد که این بار خفیفتر از بار اول بود پس 3 یا 7 یا 9 روز او را مرتب دم کنید بإذن الله شفا خواهد یافت.
و اگر کاملاً شفا نیافت کارهای زیر را انجام بدهید:
سوره صافات بطور کامل یک مرتبه و آیة الکرسی بصورت تکراری بر نواری ضبط کرده شود و روزانه 9 مرتبه به آن گوش بدهد.
اگر بیمار، مرد است پایبند نماز جماعت باشد.
بعد از نماز فجر این دعا را بخواند: «لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ وَهُوَ عَلَي كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ».
و این عمل را تا یکماه ادامه دهد.
احتمالاً با این روش، در ده روز و 15 روز اول، بیمار احساس درد بیشتر خواهد کرد که بعداً به تدریج در آخر ماه کم میشود و سر انجام، از بین میرود وسحر باطل میگردد.
البته گاهی، بیمار در طول ماه احساس درد شدید وخصوصاً درد سینه میکند، در اینصورت همان بیست مورد آیات را سه بار بر او میخوانی تا دچار بیهوشی بشود آنگاه طبق روش سابق به معالجۀ او میپردازی.
حالت سوم: پس از این که شما آیات را بر او خواندید، بیمار بیهوش شد و نه دچار دردسر و دیگر علایم یاد شده، گردید پس باید بدانید که بیمار شما، مسحور نیست. البته جهت اطمینان، بهتر سه بار او را دَم کنید. باز هم اگر علائم سحر در او یافت نشد، به ایشان امور زیر را پیشنهاد بکنید:
نوار سورههای «یس، دخان و جن» را، روزانه سه بار گوش کند.
روزانه حدود صدبار و یابیشتر، استغفار بگوید.
جملۀ «لا حول ولا قوة إلا بالله» را تا یکماه، روزانه صد بار بخواند. و بعد از آن نزد شما بیاید تا دوباره بر او دَم بخوانید.


مرحلۀ سوم: مرحلۀ بعد از علاج
اگر خدا بیمار مسحور را بدست شما شفا داد، لازم است که شما حمد و سپاس اللهـ را بجا آورید. و بیش از پیش خود را نیازمند در گاه بی نیاز اللهﻷ بدانید. تا همواره توفیقاتش شامل حال شما باشد. و هرگز احساس عًجب و خود پسندی نکنید زیرا اللهأ میفرماید: ﴿لَئِن شَكَرۡتُمۡ لَأَزِيدَنَّكُمۡۖ وَلَئِن كَفَرۡتُمۡ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٞ ٧﴾ [ابراهیم: 6]. ترجمه: «اگر شما شکرگزار باشید، نعمتها را افزایش میدهم و اگر ناسپاسی کنید، پس همانا عذاب من سخت خواهد بود».
البته نباید فراموش کرد که بیمار همچنان در معرض سحر مجدد قرار دارد زیرا کسی که قبلاً او را سحر کرده است، همواره مواظب احوال او میباشد و همین که متوجه بشود که بیمار معالجه شده است، مجدداً او را سحر خواهد کرد. از این رو بهتر است که بیمار، خبر بهبودی خود را منتشر نکند. و در ضمن، امور زیر را رعایت نماید:


پایبندی به نماز جماعت.
گوش نکردن به ترانه و موسیقی.
وضو گرفتن و خواندن آیة الکرسی قبل از خواب.
بسم الله گفتن در آغاز هر کار.
خواندن «لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ وَهُوَ عَلَي كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ». هر روز بعد از نماز فجر (صد مرتبه).
روزانه تلاوت یا شنیدن آیاتی از قرآن مجید.
همنشینی با انسانهای صالح و نیک.
پایبندی به اذکار صبح و شام.
چند داستان واقعی در معالجۀ بیماران سحر تفریق


داستان اول:
زنی شدیداً از شوهرش متنفر بود. آثار سحر بر او آشکار بود. او بصورتی که از دیدن شوهرش احساس ترس و وحشت و نفس تنگی مینمود.
او را نزدیکی از معالجان قرآن بردند. سر انجام، جن به سخن آمد و اظهار نمود که به وسیلۀ سحر بر او مسلط شده است تا میان او و شوهرش جدائی بیفکند.
این زن به مدت یکماه زیر نظر معالج قرار میگیرد، اما جن دست از سرش بر نمیدارد. تا اینکه جن به شوهر آن زن، پیشنهاد میکند که اگر او زنش را یک طلاق بدهد، جن برای همیشه برود. متأسفانه شوهر میپذیرد و یک طلاق میدهد. بعد از آن، همسرش تا یک هفته کاملاً خوب میشود و بعد از آن دوباره مریض میشود. این بار او را نزد من (صاحب کتاب) آوردند. من شروع کردم به خواندن آیات قرآن، آنگاه بیمار، بیهوش شد، جن به سخن آمد.

و اینک گفتگوی من با آن جن:

نامت چیست؟ گفت: شقوان.
دارای چه دین و ملتی هستی؟ مسیحی هستم.
چرا بر این زن، مسلط شده ای؟ برای اینکه میان او و شوهرش جدائی بیندازم.
من برای تو پیشنهادی دارم، اگر پذیرفتی که الحمد الله و اگر نه، هر طور که دوست داری.
گفت: خودت را خسته نکن من هرگز از او جدا نمیشوم، قبل از تو فلانی نیز سعی و تلاش کرد که نتوانست.
گفتم: من کی از تو خواستم که از او جدا بشوی؟.
گفت: پس چه میخواهی.
گفتم: میخواهم اسلام را به تو عرضه کنم اگر بپذیری که بسیار خوب و اگر نه در دین اجباری نیست.
آنگاه اسلام را بصورت مدلل بر او عرضه کردم و پس از بحث و جدل فراوان، الحمدلله مسلمان شد.
آنگاه به او گفتم: حقیقتاً مسلمان شدهای یا ما را فریب میدهی؟.
گفت: بزور که نمیتوانی دین مرا عوض کنی ولی من قلبا و ایماناً، اسلام را پذیرفتم.
و اکنون گروهی از جنهای مسیحی اینجا حضور دارند و مرا تهدید به قتل مینمایند.
گفتم: اگر مطمئن باشم که مسلمان شدهای، سلاحی بس قوی، به تو خواهم داد که هرگز نتوانند به تو آسیبی برسانند.
گفت: سلاحت را اکنون به من بده.
گفتم: هنوز که جلسۀ ما تمام نشده است.
گفت: دیگر، چه میخواهی.
گفتم: اگر واقعاً مسلمان شدهایی، باید دست از ظلم برداری و بیمار را آزاد کنی تا توبهات پذیرفته شود.
گفت: من که مسلمان شدهام، ولی چگونه از شر ساحر خلاص شوم؟.
گفتم: این کار، بسیار آسان است ولی به شرطی که هر چه من گفتم بپذیری.
گفت: باشد، بگو.
گفتم: محل سحر را به ما نشان بده.
گفت: در حیاط خانۀ این زن، قرار دارد.
البته من نمیتوانم با شما بیشتر، همکاری کنم زیرا در محل سحر جنی گماشته شده است و اگر بداند که محل، شناسائی شده، فوراً سحر را به محل دیگری انتقال میدهد.
گفتم: چند سال با این ساحر کار میکنی؟.
گفت: ده سال است یا بیست سال (البته من شک دارم).
بعد از اینکه یقین کردم که راست میگوید، گفتم: سلاحی را که بتو وعده داده بودم میگویم.
آنگاه گفتم: هرگاه با جنها روبرو شدی، آية الکرسی را بخوان، فوراً فرار خواهند کرد.
گفت: از شر ساحر چگونه خلاص شوم؟.
گفتم: همین حالا از این زن، جدا شو و راه مکه مکرمه را در پیش گیر و در حرم امن الهی، در میان جنهای مؤمن زندگی کن.
گفت: آیا خدا، توبه مرا با وجود این همه ظلم و ستم، میپذیرد؟
گفتم: بلی، میپذیرد، چون خود فرموده است: ﴿قُلۡ يَٰعِبَادِيَ ٱلَّذِينَ أَسۡرَفُواْ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ لَا تَقۡنَطُواْ مِن رَّحۡمَةِ ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ يَغۡفِرُ ٱلذُّنُوبَ جَمِيعًاۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ ٥٣﴾ [الزمر: 53]. ترجمه: «بگو: ای بندگانم که بر خویش بیش از حد ظلم نمودهاند، از رحمت خدا، نا امید مشوید، همانا خداوند همه گناهان را خواهد بخشید. چه که او بخشنده و مهربان است».
آنگاه گریه کرد و گفت: به این زن بگوئید مرا حلال بکند چون خیلی او را شکنجه دادهام. این را گفت و خارج شد.
بنده بر مقداری آب، دَم خواندم و به شوهر آن زن، دادم که آنها را در حیاط منزل خود بپاشد. پس از مدتی نزد من کسی را فرستادند و گفتند: که بیمار کاملاً شفا یافته است.


داستان دوم:
مردی نزدی من آمد و گفت: از روزی که ازدواج کردهام، من و همسرم دائماً در اختلاف شدید بسر میبریم. او اصلاً مرا دوست ندارد و از من متنفر است. حتی تحمل شنیدن سخنان مرا ندارد. آرزو میکند از من جدا بشود. وقتی من وارد خانه میشوم، سخت ناراحت میشود و اگر نباشم احساس خوشحالی میکند.
و ... وقتی زنش را نزد من آوردند، آیات قرآن را بر او تلاوت کردم. با شنیدن صدای قرآن، احساس نفس تنگی کرد و سرش گیج رفت اما بیهوش نشد.
سورهای از قرآن را بر روی نواری ضبط شده بود، به او دادم و گفتم: تا مدت 45 روز آن را گوش کند و بعد از آن دوباره نزد من بیایید.
چنانکه پس از مدت مقرر، شوهرش آمد و گفت: اتفاق عجیبی افتاده است. گفتم: چه اتفاقی؟.
گفت: پس از مدت مقرر، همین که میخواستیم نزد شما بیائیم، همسرم بیهوش شد و جن شروع کرد به حرف زدن و گفت: اکنون بخاطر اینکه شما این مدت قرآن گوش کردیدهاید، من همه چیز را به شما میگویم و نیازی نیست که نزد شیخ بروید. من به وسیلۀ سحر بر زن شما مسلط شدهام. اگر میخواهید بدانید که راست میگویم، داخل فلان بالش نگاه کنید. و قتی ما بالش را باز کردیم دیدیم که در آن برگههای درخت بود که بر آنها حروفی نوشته شده بود. او به ما گفت: اینها را بسوازانید، سحر باطل میشود و من برای همیشه میروم. البته همسر شما بعد از اینکه به هوش آمد دستش را دراز کند تا من با او خداحافظی کنم ما نیز همین کار را کردیم.
وقتی داستان را برای من تعریف کرد. گفتم: شما مرتکب گناه شدهاید، چرا گذاشتهاید او با زن شما مصافحه بکند مگر نشنیده ایدکه رسول اللهص از مصافحه با نامحرم نهی کرده است.
بعد از گذشت یک هفته از این ماجرا، زن دوباره مریض میشود. شوهرش او را نزد من آورد. من شروع کردم به خواندن و همین که گفتم: «أَعُوذُ بِا لله مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ» فوراً بیمار، بیهوش شد و جن به سخن آمد و اینک گفتگوی من با او:
گفتم: دروغگو مگر قرار نبود که بر نگردی.
گفت: همه چیز را به شما میگویم ولی مرا اذیت نکنید.
گفتم: باشد بگو.
گفت: حقیقت اینست که من به آنها دروغ گفتم. برگهها را خودم داخل بالش گذاشته بودم.
گفتم: پس تو با حیله هایت آنها را فریب میدهی.
گفت: چه کار کنم من در بدن او به وسیلۀ سحر بسته شدهام.
گفتم: مسلمان هستی؟
گفت: بله مسلمان هستم.
گفتم: مگر نمیدانی که همکاری با ساحر، حرام و ناجایز و از گناهان کبیره است، مگر نمیخواهی به بهشت بروی؟
گفت: البته میخواهم.
گفتم: همکاری با ساحر را رها کن و نزد بندگان مؤمن اللهأ برو و خدا را عبادت کن. زیرا راهی که ساحر در پیش گرفته است، در دنیا تو را دچار شقاوت و بد بختی و در آخرت دچار عذاب دوزخ، میکند.
گفت: چگونه او را رها کنم درحالی که بر من تسلط دارد.
گفتم: بخاطر گناهانت او بر تو مسلط شده است ولی اگر خالصانه توبه کنی و به سوی اللهـ، برگردی، نمیتواند بر تو تسلط یابد، زیرا خداوند میفرماید: ﴿وَلَن يَجۡعَلَ ٱللَّهُ لِلۡكَٰفِرِينَ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ سَبِيلًا ١٤١﴾ [النساء: 141]. ترجمه: «هرگز، خداوند، کافران را بر مؤمنان مسلط نخواهد کرد».
گفت: باشد، توبه میکنم و به سوی خدا بر میگردم و از بدن بیمار خارج میشوم. آنگاه تعهد داد و بیرون شد. بعد از مدتی شوهر آن زن، نزد من آمد و گفت: «الحمد الله» حالش کاملاً خوب شده است.


داستان سوم:
آخرین موردی که قبل از نوشتن این کتاب اتفاق افتاد، جریان زنی بود، که شوهرش نزد من آمد و گفت: زنم از من متنفر است. در حالی که من خیلی او را دوست دارم. نمیخواهد با من زندگی کند. و او ناگهان دچار چنین حالتی شده است. آن مرد، زنش را نزد من آورد. من برایش قرآن تلاوت کردم. همین که صدای قرآن را شنید، بیهوش شد. و جن به سخن در آمد. اینک گفتگوی ما:
گفتم: مسلمان هستی؟.
گفت: بلی، مسلمانم. و به وسیلۀ سحر، بر او مسلط شدهام. فلانی برای او سحر کرده است و داخل شیشۀ عطر گذاشته است. من مدتی مراقب این زن، بودم تا اینکه فرصت یافتم و به درون او رفتم.
لازم به یادآوری است که جنها پس از اینکه از طرف ساحران، مأموریت مییابند که وارد جسم کسی بشوند، همواره مراقب آن شخص میشوند تا اینکه فرصت ورود به جسم او پیدا کنند. چنانکه خود جن، چهار حالت زیر را برای داخل شدن به جسم افراد بیان کرد:
در حالت ترس شدید.
در حالت خشم و عصبانیت.
در حالت غفلت از اللهأ.
در حال ارتکاب مسائل شهوانی.
پس باید همیشه با وضو بود و زبان را به ذکر اللهـ، عادت داد، تا جنها نتوانند در جسم نفوذ کنند.
گفتم: بخاطر اللهأ، دست از سر این زن بردار و بیرون شو.
گفت: به شرطی که شوهرش زن دیگر خود را طلاق بدهد.
گفتم: شرطت پذیرفته نیست. یا بیرون میشوی و یا اذیتت میکنم.
گفت: باشد، بیرون میشوم.
آنگاه به فضل اللهﻷ، بیرون شد و رفت.
بنده به شوهر آن زن، گفتم: این سخن جن را که گفت فلانی سحر کرده است باور نکن. زیرا جنها بخاطر ایجاد درگیری و اختلاف اسم افراد را به دروغ میگیرند.


داستان چهارم:
مردی زنش را نزد من آورد و گفت: او از من بیزار است و زمانی داخل خانه احساس خوشبختی میکند که من نباشم.
از علایم بیماری فهمیدم که او را سحر کردهاند تا از شوهرش جدایش بکنند. شروع کردم به خواندن قرآن، فوراً بیهوش شد و جن به سخن آمد و گفتگوی زیر بین من و او شروع شد:
گفتم: اسمت چیست؟.
گفت: اسم خود را به تو نخواهم گفت.
گفتم: دینت چیست؟.
گفت: اسلام.
گفتم: به نظر شما جایز است که مسلمان، مسلمانی را بیازارد؟.
گفت: من او را دوست دارم و آزارش نمیدهم فقط میخواهم شوهرش از او جدا بشود.
گفتم: جدائی انداختن میان آنان، ناجایز است. پس بخاطر اللهﻷ دست از سر او بردار.
گفت: ممکن نیست، زیرا من او را دوست دارم.
گفتم: ولی او تو را دوست ندارد.
گفت: خیر، او نیز مرا دوست دارد.
گفتم دروغ میگوئی. او اکنون پیش من آمده تا تو را از بدنش خارج کنم.
گفت: ولی، من هرگز خارج نمیشوم.
گفتم: من تو را با قرآن و به قدرت اللهأ، خواهم سوخت.
آنگاه شروع کردم به خواندن آیاتی از قرآن. دیدم فریاد میزند.
گفتم: بیرون میشوی؟
گفت: بلی یک شرط دارم.
گفتم: شرطت چیست.
گفت: او را رها کنم و داخل جسم تو میروم.
گفتم: اشکالی ندارد او را رها کن و اگر توانستی وارد جسم من شو.
کمی مکث کرد آنگاه شروع کرد به گریه کردن.
گفتم: چه چیزی تو را بگریه انداخت؟.
گفت: امروز هیچ یک از جنها نمیتواند داخل جسم تو نفوذ کند.
گفتم: چرا؟ گفت: زیرا اول صبح، کلمه «لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ». را 100 مرتبه خواندهای. گفتم: رسول اللهص راست گفته است که هر کس، روزی صد بار بگوید: «لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ». گویا ده غلام آزاد کرده است و برایش صد نیکی منظور میشود و صد گناه از گناهانش بخشیده خواهد شد و آنروز تا شام از شر شیاطین در امان خواهد بود. و هیچکس در آنروز با هیچ عملی از او پیشی نمیگیرد، مگر کسی که بیشتر از او گفته باشد().
آنگاه از او عهد و پیمان گرفتم که او را رها کند، چنانکه از او بیرون شد و رفت. و حمد سپاس از آن خداست.


نوع دوم: سحر محبت
پیامبرص میفرماید: «إنَّ الرُقى والتمائم والتَّولة شِرك»(). «دَمهای جاهلی و آویز و جادوی محبت شرک است».
ابن اثیر میگوید: «التَّولة» بکسر تاء و فتح واو سحری را میگوید که زن را نزد شوهرش محبوب کند.
دوست دارم خواننده بداند که دمی که در حدیث مزبور شرک گفته شده همان دَمی است که در آن از جن و شیاطین کمک گرفته شود و شرک آمیز باشد.
اما دَم کردن با آیات قرآنی و اذکار شرعی، با تفاق فقیهان، اشکالی ندارد. چنانکه در صحیح مسلم آمده است که رسول اللهص، فرمود: «لابَأْسَ بِالرُّقَى مَا لَمْ تكُنْ شِرْكاً»(). دَم خواندن به شرطی که در آن کلمات شرک آمیز نباشد اشکالی ندارد.


علامات سحر محبت
عشق و علاقه فوق العاده نسبت به همسر.
علاقۀ وافر به همبستری.
عدم تحمل دوری زن.
حرف شنوی کورکورانه از وی.


انگیزۀ و روش سحر محبت
معمولاً بین زن و شوهر جدلهای لفظی و اختلاف رخ میدهد که بصورت عادی حل میشود. ولی بعضی از زنان بیصبرانه نزد جادوگران حرفهای میروند تا به وسیلۀ سحر محبت، نزد شوهر انشان محبوب بشوند. باید گفت: زنانی که چنین میکنند یقیناً نادان و ضعیف الایمان هستند و نمیدانند که سحر ناجایز و حرام است.
ساحر از این زنان، لباس مستعمل شوهرانشان را میطلبد و بر آن افسون میخواند یا اینکه نخی میطلبد و آن را دَم میکند و به او میگوید: اینرا جایی دفن کند. و یا اینکه در آب و غذا تا زن به خورد وبه شوهرش بدهد واز همه زشتتر اینکه به وسیله نجاست و خون حیض سحر میکند و میگوید: آن را در غذا و یا مواد خوشبوئی استعمال، مخلوط نماید.


اثر معکوس سحر محبت
گاهی این نوع سحر، سبب بیماری و کسالت شوهر میشود.
گاهی هم شوهر بجای محبت از زنش، بیشتر متنفر میشود.
گاهی نیز در اثر سحر مخلوط که بخاطر ایجاد محبت نسبت به همسر و ایجاد تنفر از دیگر همسرانش انجام میشود، شوهر نسبت به سایر همسران و حتی محارم خویش تنفر پیدا میکند.
از دیگر انگیزههای سحر محبت میتوان موارد زیرا را نام برد:
چشم دوختن زن به مال و ثروت شوهر.
احساس خطر از اینکه شوهر، ازدواج مجدد بکند.
در حالی که ازدواج مجدد، شرعاً قانوناً برای شوهر جایز است. وعلتش همیشه بیرغبتی از همسر اول نیست بلکه انگیزههای دیگری مانند حس پاکدامنی، و عدم اکتفا به یک همسر و ... نیز میتواند باشد.


روش سحر آمیز محبت
این نصیحت با ارزش را تقدیم میکنم به زن مؤمن و مسلمانی که دوست دارد شوهرش را از راههای حلال و جایز به سوی خود جلب کند و یا به عبارتی، سحر بکند. زن مسلمان باید سعی داشته باشد که همواره با آرایش و زیبائی و بوی خوش و تبسمی زیبا و سخن شیرین و دلپذیر و معاشرتی نیکو توجه شوهر را به خود جلب نماید و او را شیفتۀ خود سازد.
اموال شوهر را نگهداری کند، فرزندان را خوب تربیت نماید و از شوهر ( بجز در معصیت اللهـ) حرف شنوی داشته باشد.
اما اگر نظری به زنان جامعۀ خویش بیندازیم، میبینیم متأسفانه کاملاً بر عکس عمل میکنند. وقتی میخواهند از خانه بیرون بروند خود را کاملاً بطرز غلیظی آرایش میدهند و زیورآلات میپوشند بگونهای که اگر او را در کوچه و بازار ببینی، فکر میکنی عروس خانمی است برای شب زفاف آماده کرده شده است.
وقتی به خانهاش بر میگردد، زیور آلات و لباسهای قشنگ را از تنش بیرون میآورد و در قیافۀ عادی و ساده جلوی شوهرش ظاهر میشود. گویا شوهر بیچاره که آن همه زیورآلات و لباسهای فاخر را برای او تهیه نموده است، حق هیچگونه استفاده و استلذاذ را ندارد و باید همیشه محروم بماند و فقط از زنش بوی تند پخت و پز و پیاز و عرق را استشمام نماید!.
زن عاقل و فهمیده، زنی است که فقط برای شوهرش خود را آرایش میدهد نه برای بیگانگان. و هنگامی که شوهر، بیرون از خانه بسر میبرد او به انجام وظایف داخل خانه میشتابد و همین که میداند شوهرش بر میگردد سر و صورت خود را میشوید و با قیافهای خوش منظر و بویی مطبوع، منتظر قدوم همسر میماند.
در نتیجه وقتی شوهر، خسته از سرکار بر میگردد وارد خانهای تمیز میشود و با همسری زیبا و غذایی آماده روبرو میگردد. یقیناً چنین شوهری احساس خوشبختی نموده و شیفته و دلباختۀ همسرش میشود.
پس خانمها باید خدا را در نظر داشته و شوهرانشان را در عفت و پاکدامنی و حیا کمک بکنند تا آنها احساس کمبود ننموده و خود را به گناه ملوث ننمایند.
امیدوارم این نصایح سودمند و این جادوی واقعی را فراموش نکنید.


علاج سحر محبت
همن بیست مورد آیات را که قبلاً ذکر کردم. بخواند، بجز مورد سوم که بجای آن آیات زیر را بخواند: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِنَّ مِنۡ أَزۡوَٰجِكُمۡ وَأَوۡلَٰدِكُمۡ عَدُوّٗا لَّكُمۡ فَٱحۡذَرُوهُمۡۚ وَإِن تَعۡفُواْ وَتَصۡفَحُواْ وَتَغۡفِرُواْ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٌ ١٤ إِنَّمَآ أَمۡوَٰلُكُمۡ وَأَوۡلَٰدُكُمۡ فِتۡنَةٞۚ وَٱللَّهُ عِندَهُۥٓ أَجۡرٌ عَظِيمٞ ١٥ فَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ مَا ٱسۡتَطَعۡتُمۡ وَٱسۡمَعُواْ وَأَطِيعُواْ وَأَنفِقُواْ خَيۡرٗا لِّأَنفُسِكُمۡۗ وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفۡسِهِۦ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ ١٦﴾ [التغابن: 14-16].
غالباً در این نوع سحر، مسحور پس از خواندن دَم، دچار بیهوشی نمیشود، بلکه احساس درد یا سردرد یا تنگی سینه یا درد شدید مخصوصاً در معده، میکند، و این زمانی است که سحر از نوع نوشیدنی، باشد و گاهی نیز استفراغ میکند.
پس اگر احساس درد معده یا احساس استفراغ نمود پس آیات زیر را در آب خوانده و بنوشانند، بعد از آن اگر چیزهائی زرد رنگ یا سرخ و یا سیاه استفراغ کرد پس اثر سحر بحمد الله باطل شده است و اگر نه همان آبهای را به مدت سه هفته همه روزه بنوشد.
﴿قَالَ مُوسَىٰ مَا جِئۡتُم بِهِ ٱلسِّحۡرُۖ إِنَّ ٱللَّهَ سَيُبۡطِلُهُۥٓ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُصۡلِحُ عَمَلَ ٱلۡمُفۡسِدِينَ ٨١ وَيُحِقُّ ٱللَّهُ ٱلۡحَقَّ بِكَلِمَٰتِهِۦ وَلَوۡ كَرِهَ ٱلۡمُجۡرِمُونَ ٨٢﴾ [یونس: 81-82].
﴿۞وَأَوۡحَيۡنَآ إِلَىٰ مُوسَىٰٓ أَنۡ أَلۡقِ عَصَاكَۖ فَإِذَا هِيَ تَلۡقَفُ مَا يَأۡفِكُونَ ١١٧ فَوَقَعَ ٱلۡحَقُّ وَبَطَلَ مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ ١١٨ فَغُلِبُواْ هُنَالِكَ وَٱنقَلَبُواْ صَٰغِرِينَ ١١٩ وَأُلۡقِيَ ٱلسَّحَرَةُ سَٰجِدِينَ ١٢٠ قَالُوٓاْ ءَامَنَّا بِرَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ ١٢١ رَبِّ مُوسَىٰ وَهَٰرُونَ ١٢٢﴾ [الأعراف: 117ـ122].
﴿إِنَّمَا صَنَعُواْ كَيۡدُ سَٰحِرٖۖ وَلَا يُفۡلِحُ ٱلسَّاحِرُ حَيۡثُ أَتَىٰ ٦٩﴾ [طه: 69]. «جز این نیست که آنچه ساختهاند، افسون و نیرنگ جادوگر است. و جادوگر هر جا برود، رستگار نمیشود».


نمونه علاج سحر محبت
مردی میگفت: یک لحظه هم، جدائی همسرم را تحمل نمیکنم. حتی اگر سر کار باشم به او فکر میکنم. وقتی از سر کار بر میگردم فوراً نزد او میروم. و اگر مهمان داشته باشم باز هم مهمانان را تنها میگذارم و بیشتر نزد همسرم بسر میبرم.
گویا در او قوۀ جاذبهای وجود دارد که مرا بدنبالش میکشاند. هرخواستهای داشته باشد بدون چون و چرا به خواستهاش تن میدهم.
بنده آیاتی از کلام الله را در مقداری آب تلاوت نمودم و به او گفتم: که به مدت سه هفته از آن بنوشد و هم غسل کند. پس از مدت مقرر آمد وگفت: بهتر شدهام ولی کاملاً خوب نشدهام بنده، علاج فوق را دوباره تکرار کردم تا اینکه بحمدالله خوب شد.


سوم: سحر ازتخییل نیلوبلاگ
خداوند میفرماید: ﴿قَالُواْ يَٰمُوسَىٰٓ إِمَّآ أَن تُلۡقِيَ وَإِمَّآ أَن نَّكُونَ نَحۡنُ ٱلۡمُلۡقِينَ ١١٥ قَالَ أَلۡقُواْۖ فَلَمَّآ أَلۡقَوۡاْ سَحَرُوٓاْ أَعۡيُنَ ٱلنَّاسِ وَٱسۡتَرۡهَبُوهُمۡ وَجَآءُو بِسِحۡرٍ عَظِيمٖ ١١٦ ۞وَأَوۡحَيۡنَآ إِلَىٰ مُوسَىٰٓ أَنۡ أَلۡقِ عَصَاكَۖ فَإِذَا هِيَ تَلۡقَفُ مَا يَأۡفِكُونَ ١١٧ فَوَقَعَ ٱلۡحَقُّ وَبَطَلَ مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ ١١٨ فَغُلِبُواْ هُنَالِكَ وَٱنقَلَبُواْ صَٰغِرِينَ ١١٩ وَأُلۡقِيَ ٱلسَّحَرَةُ سَٰجِدِينَ ١٢٠ قَالُوٓاْ ءَامَنَّا بِرَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ ١٢١ رَبِّ مُوسَىٰ وَهَٰرُونَ ١٢٢﴾ [الأعراف: 115-122].
ترجمه: «جادوگران گفتند: ای موسی، نخست تو میاندازی یا ما بیندازیم؟ موسی گفت: شما بیندازید. وقتی انداختند، دیدگاه مردم را سحر کردند و آنان را به وحشت انداختند و سحری بزرگ به نمایش گذاشتند. و ما به موسی وحی کردیم که عصایت را بینداز. ناگهان همۀ آنچه را آنها بافته بودند بلعید. و حق آشکار و آنچه آنها کرده بودند، نابود گشت. پس شکست خوردند و خوار و ذلیل برگشتند. و ساحران همگی به سجده افتادند. گفتند ما به پروردگار جهانیان که پروردگار موسی و هارون است، ایمان آوردیم».
همچنین میفرماید: ﴿قَالُواْ يَٰمُوسَىٰٓ إِمَّآ أَن تُلۡقِيَ وَإِمَّآ أَن نَّكُونَ أَوَّلَ مَنۡ أَلۡقَىٰ ٦٥ قَالَ بَلۡ أَلۡقُواْۖ فَإِذَا حِبَالُهُمۡ وَعِصِيُّهُمۡ يُخَيَّلُ إِلَيۡهِ مِن سِحۡرِهِمۡ أَنَّهَا تَسۡعَىٰ ٦٦﴾ [طه: 65-66].
ترجمه: «گفتند: ای موسی! آیا تو نخست (عصایت را) میاندازی یا ما بیندازیم؟ گفت: شما بیندازید. ناگهان ریسمانها و عصاهایشان به خیال موسی در اثر سحر، میدویدند».


عوارض سحر تخییل
چیزی متحرک را ثابت و ثابت را متحرک میبیند.
چیزی بزرگ را کوچک و کوچک را بزرگ میبیند.
اشیاء را بر خلاف واقع میبیند، چنانکه مردم حاضر در صحنۀ موسی÷ و جادوگران، ریسمانها وعصاها را به شکل مار دیدند.
سحر تخییل چگونه بوجود میآید
ساحر چیزی را احضار میکند، آنگاه طلسمهای شرکی خود را میخواند و به کمک جنها و شیاطین، آن را به شکل دیگری مینمایاند.
چنانکه بعضی دیدهاند که ساحر، تخم مرغی را به حرکت در آورده و نیز دو تا سنگ را مانند دو قوچ، به جان هم انداخته است و غیره.
و از همین قبیل است سحر تفریق که شوهر، همسرش را بدقیافه میبیند یا بالعکس. البته فراموش نکنید که سحر تخییل با شعبده بازی فرق میکند.
چگونگی ابطال سحر تخییل
اذان گفتن.
خواندن آیة الکرسی.
خواندن اذکار مسنونهای که در مورد طرد کردن جن و شیطان روایت شدهاند.
خواندن بسم الله.
البته همۀ این موارد باید با وضو، انجام داده شوند.
اگر باز هم سحرش باطل نشد و به کارش ادامه داد، پس او شعبدهباز است نه ساحر.
نمونۀ عملی ابطال سحر تخییل
در یکی از روستاها ساحری بود که قرآن را با نخی میبست و آویزان میکرد، آنگاه با خواندن طلسمهائی، آن را به راست و چپ به حرکت در میآورد. و بدین صورت مردم را تحت تأثیر قرار میداد.
چون مردم این عمل او را از قدرت قرآن میدانستند نه از تأثیر سحر.
من که نوجوانی بیش نبودم با یکی از دوستانم به آنجا رفتیم و او را در جلوی مردم تهدید کردیم که اگر واقعاً راست میگوید، این کار را انجام دهد. او نیز شروع کرد به خواندن طلسمهای خود، و ما شروع کردیم به خواندن آیة الکرسی. مردم مشتاقانه منتظر بودند، ببینند چه اتفاقی میافتد. بعد از اینکه خواندن طلسمهایش را تمام کرد، قرآن از جایش تکان نخورد، و بدین صورت خدا، او را در انظار مردم، رسوا کرد. و ما را نصرت داد. ﴿وَلَيَنصُرَنَّ ٱللَّهُ مَن يَنصُرُهُۥٓۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ ٤٠﴾ [الحج: 40]. «به طور قطع الله به کسی که دین الله را یاری نماید، یاری میرساند».


چهارم: سحر دیوانگی
از خارجه بن صلتس روایت است که عمویش نزد پیامبرص رفت و اسلام را پذیرفت. در بازگشت از کنار قومی گذشت. دید که آنها مردی دیوانه را با آهن بسته بودند. خانوادهاش گفتند: ما اطلاع یافتهایم که پیامبر شما حامل خیر و خوبی است آیا نزد شما چیزی هست که او را مداوا کنید؟ سوره فاتحه را بر او خواندم، فوراً شفا یافت. آنها به من صد گوسفند، بعنوان پاداش دادند. نزد رسول اللهص رفتم و جریان را گفتم. فرمود: آیا چیزی غیر از فاتحه گفته ای؟ گفتم: خیر. فرمود: گوسفندها را برگیر. بخدا سوگند که شخصی پاداش دَم باطل خورده بود، اکنون پاداش دم حق میخورد.
طبق روایتی آمده است که تا مدت سه روز،صبح و شام بر او با سوره فاتحه را میخواند.
هر بار که آن را تمام میکرد با اندکی آب دهن بر او فوت میکرد().
نشانههای سحر دیوانگی
نا آرامی و سستی و فراموشی شدید.
سخنان پراکنده.
خیره شدن به جائی.
عدم آرامش در یکجا.
عدم توانائی ثبات بر یک کار.
بیاهمیت بودن نسبت به قیافۀ ظاهری خود.
و وقتی بیماری بر او شدت مییابد بدون اینکه بداند به کجا میرود، پیش میرود و گاهی در جاهای دور و متروکه میخوابد.
چگونگی انجام سحر دیوانگی
جن بدستور ساحر، وارد جسم بیمار میشود و بر مغز و قوۀ تفکر او مسلط میگردد و به تدریج علامات آن در شخص مورد نظر ظاهر میشود.


علاج سحر دیوانگی
سوره فاتحه را به ترتیبی که بیان شد بر او بخواند.
اگر حالت بیهوشی به او دست داد، همانطور که قبلاً بیان شد با او رفتار شود. همچنین در این مورد به کتابم «الوقاية» بحث علاج جنزدگی مراجعه کنید.
و اگر بیهوش نشد، دم را سه مرتبه تکرار بکند باز هم اگر نشد به سورههای زیر تایک ماه روزانه دو یا سه بار گوش فرا دهد: «بقره، هود، حجر، صافات، ق، رحمن، ملك، جن، الأعلى، زلزله، همزه، كافرون، فلق و ناس».
باید توجه داشت که بیمار، هنگام شنیدن این سورهها احساس نفس تنگی شدید میکند و گاهی امکان دارد با شنیدن این سورهها دچار بیهوشی بشود و جن بزبان او سخن بگوید. و گاهی هم امکان دارد 15 روز اول احساس درد شدید بکند که به تدریج تا پایان ماه کمتر و به حالت طبیعی بر میگردد و در آن وقت دَم را بر او دو مرتبه بخاطر اطمینان بیشتر باید تکرار کرد.
مریض در اثناء علاج داروی آرامبخش استفاده نکند زیرا علاج را فاسد میکند.
رفتن بیمار به جلساتی که چراغنمائی است اشکالی ندارد زیرا چراغانی در فرار کردن جن کمک میکند.
امکان دارد که مدت علاج از یک ماه کمتر و از سه ماه بیشتر طول بکشد.
هنگام علاج لازم است که بیمار از گناهان کوچک و بزرگ مانند: شنیدن موسیقی، استعمال دخانیات، سهلانگاری در نماز و بیحجابی پرهیز بکند.
اگر بیمار احساس درد معده کرد، دلیل این امر است که سحر از نوع خوردنی و یا نوشیدنی بوده است. بنابر این، آیات را بر مقداری آب بخواند و مریض در مدت معالجه از آن آب بنوشد تا سحری که داخل شکمش رفته باطل شود و استفراغ بکند.


نمونه عملی علاج سحر دیوانگی
گروهی از مردان که با خودشان جوانی را که با زنجیر بسته شده بود نزد من آوردند. وقتی جوان مرا دید پایش را به زمین زد. زنجیرهایش باز شد همراهانش بر او پریدند او را به زمین افکندند. من شروع کردم به خواندن قرآن. من میخواندم و او به صورتم تُف میانداخت. در پایان جلسه به آنها نوار قرآنی دادم و گفتم: این را تا 45 روز، گوش بکند. پس از اتمام مدت مقرر، نزد من آمدند. دیدم که آن جوان، کاملاً شاداب و طبیعی است. وقتی آیاتی از قرآن بر او خواندم، هیچگونه آثاری از دیوانگی مشاهده نشد و متوجه شدم که کاملاً شفا یافته است. ﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ ٢﴾.
داستانی دیگر
جوانی نزد من آمد و گفت: احساس میکنم عقلم را از دست دادهام. و از کارهائی که میکنم راضی نیستم و گفت: همین زودیها قرار است ازدواج بکنم. وقتی آیاتی از کلام الله مجید، بر او خواندم آثاری از سحر دیوانگی در او ظاهر شد. نواری از آیات کلام الله به او دادم تا به آن گوش بدهد و آیاتی دیگر بر مقداری آب خواند که آنها را بنوشد. پس از گذشت بیست روز، یکی از خویشاوندانش نزد من آمد و مژدۀ بهبود او را به من داد. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّالْعَالَمِينَ و لاحُولَ و لاقُوةَ إلا بالله.


پنجم: سحر سستی
علامات سحر سستی
دوست داشتن دوری و انزوا.
گوشه گیری کامل.
سکوت دائم.
بیزار شدن از اجتماعات.
عدم آرامش خاطر.
سردرد همیشگی.
آرام بودن و سستی همیشگی.
سحر سستی چگونه بوجود میآید؟
جن بدستور ساحر نزد شخص مورد نظر میرود. بر اعصاب او مسلط میشود. و او را به گوشه گیری تحریک میکند.


علاج سحر سستی
همان بیست مورد آیات که قبلاً بیان شد خوانده شود.
اگر بیمار دچار بیهوشی شد، با جن سخن گفته شود.
و اگر دچار بیهوشی نشد، سورههای زیر را بر سه نوار ضبط بکنند تا بیمار به آنها گوش بسپارد: «فاتحه، بقرة، آل عمران، يس، صافات، دخان، ذاريات، حشر، معارج، غاشية، زلزلة، قارعة، معوّذات (اخلاص، فلق و ناس)».
نوار اول راصبح و نوار دوم را عصر و نوار سوم را هنگام خواب گوش کند و این عمل را تا 45 روز ادامه دهد.
إنشاء الله بیمار قبل از اتمام مدت فوق، شفا خواهد یافت.
هنگام معالجه از خوردن داروهای آرامبخش جلوگیری شود.
اگر بیمار احساس درد معده کرد، همان بیست مورد آیات بر آب خوانده شود و در مدت علاج بنوشد.
اگر بیمار احساس دردسر کرد آیات مذکور در مقداری آب خوانده شود و هر سه روز یکبار تا 45 روز با آن غسل بکند. البته بر آبهای بیفزایند و آنها را روی آتش گرم نکنند و در مکانی پاک غسل بکند.

برچسب: نویسنده: یاسین اسماعیلی تاريخ: جمعه 8 آذر 1398 ساعت: 10:01

صفحه بندی