خرید بک لینک


فصل هشتم:
ازعلاج
نیلوبلاگ ازچشم نیلوبلاگ اززخم نیلوبلاگ
دلایلی از قرآن کریم بر تأثیر چشم زخم
قال تعالی: ﴿وَقَالَ يَٰبَنِيَّ لَا تَدۡخُلُواْ مِنۢ بَابٖ وَٰحِدٖ وَٱدۡخُلُواْ مِنۡ أَبۡوَٰبٖ مُّتَفَرِّقَةٖۖ وَمَآ أُغۡنِي عَنكُم مِّنَ ٱللَّهِ مِن شَيۡءٍ إِنِ ٱلۡحُكۡمُ إِلَّا لِلَّهِۖ عَلَيۡهِ تَوَكَّلۡتُۖ وَعَلَيۡهِ فَلۡيَتَوَكَّلِ ٱلۡمُتَوَكِّلُونَ ٦٧ وَلَمَّا دَخَلُواْ مِنۡ حَيۡثُ أَمَرَهُمۡ أَبُوهُم مَّا كَانَ يُغۡنِي عَنۡهُم مِّنَ ٱللَّهِ مِن شَيۡءٍ إِلَّا حَاجَةٗ فِي نَفۡسِ يَعۡقُوبَ قَضَىٰهَاۚ وَإِنَّهُۥ لَذُو عِلۡمٖ لِّمَا عَلَّمۡنَٰهُ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ ٦٨﴾ [يوسف: 67-68].
«و گفت: ای فرزندانم! همگی از یک در وارد نشوید و از درهای مختلف وارد شوید. و نمیتوانم چیزی از تقدیر الهی را از شما دور کنم، فرمانروایی تنها از آنِ پروردگار است. بر او توکل نمودم و توکلکنندگان باید بر او توکل کنند. و هرچند هنگام ورود مطابق دستور پدرشان عمل کردند، ولی این عمل چیزی از تقدیر الهی را از آنان دور نمیکرد و تنها نیاز درونی یعقوب بود که به خواست پروردگار به انجام رسید. و یعقوب دانشی داشت که ما به او آموخته بودیم؛ ولی بیشتر مردم نمیدانند».
حافظ ابن کثیر/ در تفسیر این دو آیۀ نویسد:
این آیات از یعقوب سخن میگوید: او وقتی فرزندانش را و از جمله بنیامین را به مصر فرستاد، توصیه کرد که از دروازههای مختلف شهر وارد بشوند. و علتش نیز آنطور که ابن عباس و مجاهد و ضحاکش و دیگران گفتهاند: این بود که میترسید به آنها چشم نخورد. و این بیانگر حق بودن چشم زخم است که گاهی انسان سوار بر اسب را پائین میاندازد.
و در ادامه فرمود: ﴿وَمَآ أُغۡنِي عَنكُم مِّنَ ٱللَّهِ مِن شَيۡءٍۖ﴾ «یعنی من با این پیشنهاد، چیزی از تقدیر اللهأ را دفع نمیکنم». زیرا اللهﻷ هر کاری که اراده بکند انجام میدهد و کسی قادر نخواهد بود جلوی آن را بگیرد.
اللهﻷ میفرماید: ﴿وَإِن يَكَادُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لَيُزۡلِقُونَكَ بِأَبۡصَٰرِهِمۡ لَمَّا سَمِعُواْ ٱلذِّكۡرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُۥ لَمَجۡنُونٞ ٥١﴾ [قلم: 51].
ترجمه: «و نزدیک بود که کافران بعد از اینکه قرآن را شنیدند، تو را با چشمهایشان زخم بزنند و میگوید: او دیوانه شده است».
ابن عباس و مجاهد و دیگران گفتهاند: ﴿لَيُزۡلِقُونَكَ﴾ یعنی: «تو را به وسیلۀ چشم زخم که از حسد و کینه سر چشمه میگیرد»، از بین ببرند. ولی خدا تو را حفاظت کرد.
و این آیه به صراحت بیانگر حقیقت داشتن، تأثیر چشم زخم، بدستور خدا میباشد().
دلایلی از سنت پیامبرص در مورد تأثیر چشم زخم
عن ابي هريرةس قال: «قال رسول اللهص: «العَينُ حَقٌّ»().
ترجمه: «از ابوهریرهس روایت است که گفت: «رسول خداص فرمود: چشم زخم حقیقت دارد».
عن عائشةل أن النبيص قال: «استَعِيذُوا بِاللهِ مِنَ الْعَيْنِ، فإنَّ العَيْنَ حَقٌّ»().
ترجمه: از عائشهل مرویست که رسول خداص فرمود: «به خداوند از چشم زخم پناه ببرید زیرا چشم زخم حق است».
و عن ابن عباسب قال: قال رسولُ اللهص: «العَيْنُ حَقٌّ ولو كان شَيئ سابِق القَدر لَسَبَقَتْهُ الْعَيْنُ، وَإذَا اسْتَغْسَلْتُمْ فَاغْتَسِلُوا»().
ترجمه: از ابن عباسب روایت است که گفت: رسول خداص فرمود: «چشم زخم حق است اگر چیزی از تقدیر سبقت بگیرد، چشم زخم سبقت میگرفت. و افزود که اگر از شما خواسته شد که به برادر مسلمانش غسل بکند، پس باید غسل بکند (جهت مداوای چشم زخم».
و عن أسماء بنت عميسل قالت: «يا رسولَ الله! إن بَني جَعفر تُصيبهم العينُ أَفَأَسْتَرْقِيْ لَهُمْ؟ فَقَالَ: نَعَمْ فَلَو كَانَ شَيْءٌ سَابِقٌ القَضَاءَ لَسَبَقَتْهُ الْعَيْنُ»().
«از اسماء بنت عمیسل روایت است که از رسول اللهص پرسید: فرزندان جعفر دچار چشم زخم میشوند، آیا برای آنها رقیه بخوانم؟ فرمود: «بلی. و اگر چیزی از قضای الهی سبقت میگرفت، چِشم بود».
و عن أبي ذرس قال: قال رسولُ اللهِص: «إِنَّ الْعَيْنَ لَتُوْلَعُ بِالرَّجُلِ بِإذْنِ اللهِ حَتَّى يَصْعَدَ حَالِقاً فَيَتَرَدَّى مِنْهُ»().
رسول اللهص فرمود: «همانا چشم زخم به خواست الله انسان را به تراشۀ کوه میبرد و از آنجا به زمین میاندازد».
وعن ابن عباسب أن رسولَ اللهص قال: «العَيْنُ حَقٌّ تَسْتَنْزِلُ الْحَالِقَ»().
ترجمه: از ابن عباسب روایت است که رسول اللهص فرمود: «چشم زخم حق است و به ارادۀ خدا مردی را که به بلندائی رفته است به پائین میاندازد».
و عن جابرس قال: قال رسولُ اللهِص: «الْعَيْنُ تُدْخِلُ الرَّجُلَ الْقَبْرَ, وَالْجَمَلَ الْقِدْرَ»().
از جابرس روایت است که رسول خداص فرمود: «چشم زخم مرد را در قبر و شتر را در دیگ داخل خواهد کرد».
هدف اینست که آنها را نابود میکند.
و عن جابرس قال: قال رسول اللهص: «أكثر مَن يَمُوت مِن أمَّتي بَعد قَضاء الله وقَدره بِالعِين»().
از جابرس روایت است که رسول خداص فرمود: «بیشترین افراد امت من بعد از قضاء و قدر الهی، در اثر چشم زخم میمیرند».
و عن عائشةل قالت: «كانَ رَسولُ اللهِص يَأمر أن أستَرقي مِن العَين»().
از عائشهل روایت است: «که رسول خداص دستور داد که برای معالجه چشم زخم رقیه بخوانم».
و عن أنس بن مالكس قال: «رخَّصَ رَسولُ اللهص في الرَّقية مِنَ العِين والحمة والنَّملة»().
از انس بن مالکس روایت است که میگوید: «رسول خداص رقیه خواندن برای چشم زخم و نیش زهر آگین و بیماری کهیر را اجازه دادند».
عَنْ أُمِّ سَلَمَةَل: أَنَّ النَّبِيَّص رَأَى فِي بَيْتِهَا جَارِيَةً فِي وَجْهِهَا سَفْعَةٌ، فَقَالَ: «اسْتَرْقُوا لَهَا، فَإِنَّ بِهَا النَّظْرَةَ».
«از ام سلمهل روایت است که رسول خداص در مورد کنیزی که در خانه ایشان بود و در صورتش نشانی وجود داشت، فرمود: بر او رقیه بخوانید».
12ـ و عن جابرس قال: «رَخَّصَ رَسولُ اللهص لآلِ حَزْمٍ فِي رُقْيَةِ الْحَيَّةِ وَقَال: لأَسْمَاءَ بِنْتِ عُمَيْسٍ: مَا لِي أَرَى أَجْسَامَ بَنِي أَخِي ضَارِعَةً تُصِيبُهُمُ الْحَاجَةُ قَالَت:ْ لا وَلَكِنِ الْعَيْنُ تُسْرِعُ إِلَيْهِمْ قَالَ: ارْقِيهِمْ قَالَتْ فَعَرَضْتُ عَلَيْهِ فَقَال: ارْقِيهِمْ»().
ترجمه: «آنحضرتص به آل حزم اجازه داد که در مورد نیش مار رقیه بخوانند، و به اسماء بنت عمیسل فرمود: چه شده مرا که میبینم اجسام برادرزادگانم لاغر شده، نیازمند شدهاند؟ اسماء گفت: خیر. چشم زخم به آنان سرایت کرده است، آنحضرتص فرمود: بر آنان رقیه بخوان».


اقوال علماء در مورد حقیقت چشم زخم
حافظ ابن کثیر/ میگوید: چشم زخم و تأثیر آن، مشروط به خواست خدا، حقیقت دارد().
حافظ ابن حجر/ میگوید: حقیقت چشم زخم، نگاهی عمیق همراه با نوعی حسد از یک فرد خبیث الطبع است().
ابن کثیر/ میگوید: میگوید: فلانی چشم خورده است. و این زمانی است که دشمن یا فرد حسودی، او را نگاه بکند، و این نگاه در آن شخص تأثیر بگذارد که به سبب آن، بیمار بشود().
حافظ ابن قیم/ میگوید: عقل و خرد ندارند کسی که، تأثیر چشم زخم را انکار نمودهاند. و آن را وهمی بیش تصور نمیکنند! باید گفت: که اینان اصلاً از عقل و خرد بهرهای نبردهاند و در مورد روح و نفس و صفات و ویژگیهای آنها اطلاعی ندارند. و اگر نه همه ملتها و مذاهب، به حقیقت داشتن چشم زخم اتفاق نظر دارند، اگر چه در علت وقوع آن اختلاف نظر وجود دارد.
آنگاه میافزاید: که بی تردید، خداوند در هر روح و جسم، توان و ویژگیهای مختلفی گذاشته که هیچکس نمیتواند آنها را انکار بکند. چگونه ممکن است که انسانی عاقل، تأثیر روح بر جسم را منکر بشود. مگر نمیبیند که چهرۀ انسانی در مقابل کسی که از او شرم میکند، قرمز میشود و گاهی هم زرد میشود. به همین صورت مشاهده شده است که برخی در اثر چشم زخم، خفیف شدهاند و این همان تأثیر روح است.
و چون در اینجا تأثیر روح از کانال چشم، انتقال مییابد، آن را به چشم، نسبت میدهند، ولی در واقع همان روح مؤثر است نه چشم.
و تأثیر ارواح بستگی به ویژگیهای آنها دارد. مثلاً روح انسان حاسد، به وسیلۀ چشم، آثار ویرانگری بجا میگذارد. از اینرو، خداوند به رسول اللهص دستور داد که از شر حاسد، به خدا پناه ببرد. چشم انسان حاسد، به افعی میماند که وقتی کسی خشم آن را بر انگیزد، سموم داخل جسمش بر انگیخته میشود و به وسیلۀ نیشش تزریق میگردد و دشمنش را از بین میبرد. چنانکه رسول اللهص فرموده است: «برخی از مارها، نور دیدگان را میربایند و برخی جنین را ساقط میگردانند». (بخاری).
چشم زخم گاهی با دیدن و روبر شدن و گاهی هم با شنیدن اوصاف، اتفاق میافتد. و لازم نیست که حتماً باید چیزی با چشم دیده شود تا مورد چشم زخم واقع بشود. از این رو ممکن است انسان نابینا با شنیدن اوصاف کسی یا چیزی، او را چشم بزند. چون تأثیر واقعی را روح بجا میگذارد نه چشم.
چشم زخم در واقع تیری است که از درون چشم کننده به هدف چشم شونده شلیک میشود. اگر آن شخص ، در سنگرِ دعاها و ذکر و تسبیح، پناه گرفته باشد، به او اصابت نمیکند و در غیر این صورت، به احتمال قوی این تیر به او اصابت خواهد کرد وچه بسا که تیر به خطا نیز میرود و گاهی هم بر عکس عمل میکند یعنی به خود چشم کننده بر میگردد.
ضمناً قابل یادآوری است که چشم زخم، گاهی به اراده شخص و گاهی بدون اراده اش اتفاق میافتد().


فرق چشم زخم و حسادت
حسد عام است هم شامل چشم زخم میشود هم شامل انواع دیگر حسد. از این رو در سورۀ فلق میخوانیم: ﴿وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ ٥﴾ [الفلق: 5]. که ضمناً از شر چشم زخم نیز، پناه میخواهیم. و این بیانگر اعجاز و بلاغت قرآن است().
حسادت از بغض و کینه سر چشمه میگیرد و حسود، آرزوی زوال نعمت از کسی میکند که به او حسادت میورزد. اما چشم زخم از پسندیدن و نیک و بزرگ پنداشتن چیزی صورت میگیرد. پس حسد و چشم زخم، از نظر منبع و سر چشمه فرق میکنند، گر چه ضرر و زیان هر دو یکی است.
حسد ممکن است قبل از حصول نعمت اتفاق بیفتد ولی چشم زخم چنین نیست و همیشه بعد از حصول نعمت اتفاق میافتد.
حاسد نسبت به خود و اموال خویش، حسادت نمیکند اما چشم زخم ممکن است خود شخص و اموالش را نیز در برگیرد.
حسد فقط از انسانهای ناباب اتفاق میافتد اما چشم زخم، ممکن است از انسانهای صالح ونیک، اتفاق بیفتد. چنانکه سهل بن حنیف توسط عامر بن ربیعهب که از اهل بدر بود چشم زخم خورد.
شایسته است که هر گاه انسان مسلمان چیزی را دید که تحسین بر انگیز بود، برای آن دعای برکت بکند. چنانکه رسول اللهص به عامر،گفت: چرا برای او دعای برکت ننمودی؟.
چشم زخم جنها
از ابو سعید خدریس روایت است که، «كَانَ رَسُولُ اللَّهِص يَتَعَوَّذُ مِنْ عَيْنِ الْجَانِّ ثُمَّ أَعْيُنِ الإِنْسِ فَلَمَّا نَزَلَتِ الْمُعَوِّذَتَانِ أَخَذَهُمَا وَتَرَكَ مَا سِوَى ذَلِكَ»().
ترجمه: «رسول خداص، از چشم زخم جنها و انسانها به خدا پناه میبرد، و پس از نزول معوذتین، همینها را میخواند و دعاهای دیگر را ترک نمود».
و عن أمنا أم سلمةل أن النبيص رأى في بيتها جارة في وجهها سفعة سوداء فقال: «استَرقوا لها فَإن بِها النَظرَة».
ترجمه: «از مادرمان ام سلمةل روایت است که رسول خداص در خانه اش کنیزکی را دید که در چهرهاش نشان سیاهی بود، فرمود: بر او رقیه بخوانید، زیرا به او چشم زخم جنها خورده است».
پس در پرتو این دو حدیث به این نتیجه رسیدیم که انسانها گاهی در اثر چشم زخم جنها، دچار مشکل میشوند. از این رو لازم است که هنگام بیرون آوردن لباس و نگاه کردن به آئینه، بسم الله گفته شود. زیرا نام الله پناهگاه بزرگی است.


علاج چشم زخم
برای علاج چشم زخم چند روش وجود دارد:
1ـ غسل کردن:
چشم کننده، در ظرفی غسل بکند، سپس آن آبها را بر روی کسی که چشم زخم خورده است، بریزند، انشاءالله شفا خواهد یافت. چنانکه از امامه فرزند سهل روایت است میگوید: پدرم جامۀ خود را در آورده و در وادی خرار غسل میکرد. نظر عامر بن ربیعه بر او افتاد و چون سرخ و سفید بود، عامر گفت: تا کنون کسی را به زیبائی او ندیده بودم حتی دختر باکره و پرده نشینی هم مثل او ندیدهام!
بلافاصله سهل در جا تب گرفت، و تبش شدت پیدا کرد، و به رسول اللهص خبر دادند و گفته شد: که چنان تب دارد که سرش را نمیتواند بلند کند. آنحضرتص فرمود: شما کسی را متهم میکنید و به او بد گمان هستید؟ گفتند: عامر بن ربیعه. آنحضرتص او را فرا خواند و بر او خشم گرفت. و فرمود: چرا شما برادرتان را میکشید، چرا به او تبریک نگفتی، و ما شاء الله نکردی، برای او غسل کن. عامر صورت و دست و آرنجها و زانوها و سر پاها و قسمت داخل شلوار خود را در ظرفی شست، سپس آنها را از پشت بر سهل پاشید همان لحظه سهل بهبود یافت.
ابن العربی در مورد قسمتهای داخل ازار، میگوید: ظاهرا مراد حصه هائی از پاها است که ازار پوشیده شدهاند().


کیفیت غسل مورد نظر
ابن شهاب زهری/ میگوید: این غسل را علماء اینطور تعریف کردهاند: که ظرفی پر از آب پیش روی کسی که چشم کرده است قرار بدهند. با کف دستش آب بردارد و دهانش را در آن بشوید. سپس آب، بردارد و چهرهاش را در آن بشوید. سپس با دست چپ، آب بردارد و روی دست راست بریزد. بعد از آن با دست راست بردارد و روی دست چپ بریزد. سپس بهمین ترتیب آرنج دست راست و چپ را داخل آن بشوید. سپس با دست چپ آب بردارد و روی پای راست بریزد وسپس با دست راست بردارد و روی قدم پای چپ بریزد. سپس به همین ترتیب زانوی پای راست و چپ را در آن بشوید. سپس از قسمتی از درون ازارش را در آن بشوید. آنگاه آبها را از پشت یکباره بر روی بیمار بپاشد.


مشروعیت این نوع غسل
قال النبيص: «اَلْعَيْنُ حَقٌّ وَلَوْ كَانَ شَيْءٌ سَابَقَ الْقَدَرَ سَبَقَتْهُ الْعَيْنُ وَإِذَا اسْتَغْسَل أحَدُكم فَليغتسِل»().
ترجمه: رسول خداص فرمود: «چشم زخم حق است و اگر چیزی از تقدیر سبقت
میگرفت چشم بود. هر گاه از شما خواسته شد که غسل بکنید بپذیرد».
و عن عائشةل قالت: «كان يؤمَر العائن فَيَتَوضأ ثُمَّ يَغْتَسِلُ مِنه المَعين»().
تر جمه: از عایشهل روایت است میگوید: «در زمان رسول اللهص، به کسی که چشم کرده بود، دستور داده میشد که وضو بگیرد، آنگاه کسی که چشم زخم خورده بود، با آن غسل میکرد».


روش دوم
دست را بر سر کسی که چشم زخم خورده است بگذار و این دعا را بخوان:
«بِسْمِ اللَّهِ أَرْقِيكَ، اللَّهُ يَشْفِيكَ مِنْ كُلِّ دَاءٍ يُؤْذِيكَ، مِنْ شَرِّ كُلِّ نَفْسٍ أَوْ عَيْنٍ حَاسِدَةٍ، اللَّهُ يَشْفِيكَ».
ترجمه: «به نام الله بر تو رقیه میخوانم. خدا تو را از هر دردی که موجب آزارت میباشد شفا دهد. و از هر حاسد وچشم زخم نجاتت دهد».


روش سوم
دستت را برسر کسی که در اثر چشم زخم مریض است بگذار و این دعا را بخوان:
«بِسْمِ اللَّهِ يُبْرِيكَ وَمِنْ كُلِّ دَاءٍ يَشْفِيكَ وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ وَشَرِّ كُلِّ ذِي عَيْنٍ».
ترجمه: «بنام الله که نجاتت میدهد و از هر دردی شفایت میبخشد، و از شر حاسد وقتی که حسد بورزد، و از شر چشم، نیز نجاتت میدهد».


روش چهارم
دستت را بر سر بیمار بگذار و دعای ذیل را بخوان: «اللَّهُمَّ رَبَّ النَّاسِ أَذْهِبِ الْبَاسَ وَاشْفِ أَنْتَ الشَّافِي لا شِفَاءَ إِلاَّ شِفَاؤُكَ شِفَاءً لاَ يُغَادِرُ سَقَمًا»().


روش پنجم
دستت را بر جائی که درد میکند بگذار و سورههای: اخلاص و فلق و ناس را بخوان().


روش ششم
ظرفی پر از آب را حاضر کن و معوذات را بر آن بخوان سپس دعای ذیل را سه مرتبه تکرار کن: «الَّلهم ربَّ النَّاس أَذْهِبِ الْبَاْسَ وَاشْفِ أَنْتَ الشَّافِي لا شِفَاءَ إِلا شِفَاؤُكَ شِفَاءً لا يُغَادِرُ سَقَمًاُ».
و همچنین این دعا را سه مرتبه بخوان «بِسْمِ اللَّهِ أَرْقِيكَ، وَاللَّهُ يَشْفِيكَ مِنْ كُلِّ دَاءٍ يُؤْذِيكَ، مِنْ شَرِّ كُلِّ نَفْسٍ أَوْ عَيْنٍ حَاسِدَةٍ، اللَّهُ يَشْفِيكَ».
بعد آب ظرف را بر سر مسحور، یکباره از پشت سرش طوری بریز که به همه جسدش برسد. به حکم الله شفا خواهد یافت.


نمونه عملی علاج چشم زخم
نمونه اول
من به دیدن بعضی از دوستان رفته بودم. آنها به من گفتند: چند روزی است که کودکی شیر خوار پستان مادرش را نمیگیرد درحالی که قبلاً بطور طبیعی از شیر مادر تغذیه میشده است. کودک را نزد من آوردند. من معوذات و پارهای از دعاهای مسنون را بر او خواندم. و او را نزد مادرش فرستادم. لحظهای بعد به من خوشخبری دادند که بچه پستان مادرش را میمکد و شیر میخورد. والحمد الله ولا حول ولا قوة إلا بالله.


نمونه دوم
نوجوانی فصیح و بلیغ واهل سخن در یکی از مناسبات سخنانی میگوید: وقتی شب به خانه بر میگردد گنگ میشود. پدرش خیلی نگران میشود. او را نزد پزشکان میبرند. نتیجهای نمیگیرند. بعد او را نزد من آوردند. من او را میشناختم از نوجوانان مسلمان و فعال بود. پدرش برایم جریان را تعریف کرد. متوجه شدم که چشم خورده است. بر او معوذات را خواندم سپس بر مقداری آب آیات و دعاهای چشم زخم را خواندم، گفتم: هفت روز از این آبها، هم بنوشد و هم غسل بکند.
پس از گذشت یک هفته او را نزد من آوردند، خوب شده بود بسیار خوشحال بود. آنگاه به او دعاهائی یاد دادم که صبح و شام بخواند تا از چشم زخم درامان باشد.
والحمد لله ولا قوة إلا بالله.


نمونه سوم
واقعۀ عجیب
این واقعه در خانۀ خود ما اتفاق افتاد مردی با مادرش نزد من آمد و گفت: مادرم، بیمار است. من آیاتی از کلام خدا را بر او خواندم. مرد در اطاق پذیرائی با من ماند و مادرش نزد بچههایم رفت. بعد از اینکه از منزل ما بیرون شدند، کرمهای کوچک سفید رنگ بر خانۀ ما هجوم آوردند. هر چه جارو میکردیم، کم نمیشدند. همۀ شگفتزده شدیم. بعد من از همسرم پرسیدم که چه اتفاقی افتاده است؟ گفت: خدا بهتر میداند. ولی همین پیرزن با کنجکاوی، اطراف و داخل خانه را نگاه میکرد. و به بعضی چیزها خیره میشد.
آنگاه من متوجه شدم که این، در اثر چشم زخم رخ داده است، چنانکه مقداری آب طلبیدم و در آنها آیاتی از کلام خدا تلاوت کردم و به گوشههای مختلف منزل، پاشیدم، فوراً کرمها از بین رفت و خانه به حالت اول برگشت. الحمد لله الواحد الديّان.
سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَبِحَمْدِكَ أَشْهَدُ أَنْ لاَّ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ أَسْتَغْفِرُكَ وَأَتُوبُ إِلَيْكَ.

برچسب: نویسنده: یاسین اسماعیلی تاريخ: جمعه 8 آذر 1398 ساعت: 10:01

صفحه بندی