(یا نعیمی وجنتی و یا دنیای وآخرتی،لک محیای ومماتی)
{مناجات مریدین از امام سجاد علیه السلام،مفاتیح )
اگر انسان کارهایش شباهت به امام نداشت ،در قیامت نمی تواند دنبال امام برود.فرمودند:
(لیس منّا من لم یحاسب نفسه فی کل یوم){امام کاظم صلی الله علیه}
یعنی اگر انسان حساب نفس را کشید ،ازآنهاست و این اختصاص به سلمان ندارد کما اینکه فرموده اند:
(السلمان منا اهل البیت)
و این بس دردی است بزرگ؛اگر کسی اهل درد باشد که بگویند این از ما نیست وافتخاری است بس بزرگ که بگویند این از ماست. بنده آن باشد که بند خویش نیست / جز رضای خواجه اش در پیش نیست
واین درس را به ما آموخته اند منتهی ما دعا که میخوانیم برای ثوابش میخوانیم ،نه برای فهمیدن و واجد شدنش.
(الهی اغننی بتدبیرک عن تدبیری و باختیارک عن اختیاری اللهم مُن علی بالتوکل علیک والتفویض الیک والرضا بقدرک وتسلیم لامرک حتی لا احب تعجیل ما اخرت ولا تاخیر ما عجلت یا رب العالمین)
{بحار-ج87_ص82،
خداوندا با تدبیرت مرا از تدبیر خود بی نیاز کن و با انتخاب کردنت مرا از انتخاب کردن بی نیازکن. خداوندا بر من منت گذار به توکل بر تو و واگذاری کارها به تو و راضی بودن از تقدیرت و تسلیم شدن به امرت را نصیبم فرما به گونه ای که آنچه را تو مؤخر خواسته ای من با شتاب نخواهم و آنچه را تو با شتاب خواسته ای من با تاخیر نخواهم ای رب العالمین}
عبد درمقابل مولا حقِ خواست ندارد که مستقلاً برای خود چیزی بخواهد.و اگر موالیان ما خواسته اند، برای خود نبوده،مسلّم مسلم برای رضای خدا بوده،شاهدش (لک تخضّعی و سوالی).و ما غافل از این امریم، خود پرستی میکنیم به خیال اینکه خدا پرستیم.
گرت ازدوست چشمت به احسان اوست
تو در بند خویشی نه در بند دوست
(الدعا مخ العبادة){دعا مغزعبادت است}
کدام دعا؟ دعائی که برای خود است ؟نه این چنین نیست
دعای ابوحمزه:
انک لا تحتجب عن خلقک الا ان تحجبهم الاعمال دونک او الا مال دونک{دعای ابو حمزه}
بی تردید تو از خَلقت در پرده نیستی اعمال خلق و آرزوهایشان حجاب آنان با تو شده است. از این رو هست که این دعاها اثری ندارد ونه در خود قربی مشاهده میکنیم.
اثرها دارد این آه شبانه
اگرعاشق، نباشد درمیانه
و ما خود، در میان هستیم وآنچه می خواهیم برای خود است.
گر زخویشتن رستی با حبیب پیوستی
ورنه تا ابد می سوز کاروبار تو خام است بازهم پایه همه کمالات زهد است،
این آیه یعنی چه؟( فمن یرد یهدیه یشرح صدره للاسلام){انعام آیه 125}
ازحضرت امیرالمؤمنین علیه السلام سوال میکنند یعنی چه ؟حضرت میفرمایند: یعنی
(التجافی عن دار الغرور والانابة الی الدار الخلود
{خدايا دوري كردن از خانۀ غرور و فريب دنيا و بازگشت به خانه جاويد آخرت را روزيم كن )
{مفاتيح اعمال شب 27 رمضان}
تا حال تجافی از دنیا در انسان پیدا نشود به هدایت وایمان رسیدن شاید محال باشد.همه این سخن را قبول دارند؛(الدنیاجیفة و طلابها کلاب){دنیا مردار است و طالبان آن سگهایند بحار،ج87ص289}
حضرت عیسی علیه السلام میفرماید:(ویلکم!علماءالسوء! الاجر تاخذون والعمل تضیعون یوشک رب العمل ان یطلب عمله و یوشک ان یخرجوا من ضیق الدنیا الی الظلمةالقبر،کیف یکون من اهل العلم من مصیره الی آخرته وهو مقبل علی د نیاه و ما یضره احب الیه مما ینفعه){اصول کافی،ج2ص319}
وای بر شما اي دانشمندان بد،پاداش را میگیرید و کار را تباه میکنید،نزدیک است که صاحب کار ،کارش را بخواهد و نزدیک است که از تنگنای دنیا به ظلمت قبر برسید . چگونه از اهل دانش است کسیکه سرنوشت او به سوی آخرت است ولی او رو به دنیا دارد وآنچه بر او زیان میرساند،پیش او محبوب تر است از آنچه به او سود میرساند}همیشه منطوق و مفهوم آیه و روایت را در نظر داشته باشید.این منطوقش و مفهومش این که اگر کسی اهل علم باشد زاهد و بی اعتنا به دنیاست ودیگر اینکه اصلاًداشتن (حُبِّ)دنیا به این انسان ضرر میرساند.