خرید بک لینک


فصل سوم:
اقسام ازسحر
نیلوبلاگ
اقسام سحر نزد رازی
أبو عبدالله رازی میگوید: سحر دارای هشت قسم میباشد:


اول: سحر ازسیارات نیلوبلاگ ازهفتگانه نیلوبلاگ
سحر کسانی که سیارات هفتگانه را عبادت میکنند. و آنها را مدبر عالم و عامل خیر و شر میدانند. اینها در واقع کسانی هستند، که خدا، ابراهیم÷ را نزد آنان فرستاد.


دوم: سحر اصحاب تلقین و نفسهای قوی
استدلال آنها بدین صورت است که، وهم و تلقین دارای تأثیری است، که برای انسان ممکن میسازد که بر تنۀ درخت خرما بالا برود در حالی که اگر آن تنۀ درخت بر روی نهر نصب شده باشد، در حالت عادی نمیتواند بر روی آن برود.
به چیزهای قرمز سرخ هر کسی که چهره صرع است به اشیاء خیلی درخشان یا اشیائی که مثل اینکه، پزشکان اتفاق نظر دارند، که نباید شخصی که دچار خون دماغ میشود نباید به چیزهای قرمز، خیره شود و همچنین کسی که دچار سرگیجه میشود، نباید به چیزهای پر زرق و برق و چرخنده نگاه کند.
این منع بدلیل آنست که، طبیعت و سر شت آدمیمطیع تلقین و اوهام است.


سوم: کمک خواستن از ارواح زمینی
یعنی از جنها که آنان یا مسلماناند و یا کافر که نوع دوم همان شیاطین میباشند. سپس میگوید: صاحبان این حرفه و افراد با تجربه در این زمینه میدانند که رسیدن به جنها و دوست شدن با آنان کاری است ساده که با اندک دَم و دودی حاصل میشود، که آن را عمل تسخیر مینامند.

چهارم: تخیلات و چشم بندی و شعبهبازی
و آن بر این اساس است که گاهی چشم دچار خطا میشود. مثلاً به چیزی خیره میگردد و به اطراف آن متوجه نمیشود.
مگر ندیدهاید که شعبده باز ماهر، چگونه انظار مردم را جلب میکند و آنان را کاملاً متوجه کاری مینماید، آنگاه در یک چشم بهم زدن، کار دیگری انجام میدهد، که ناظران فکر آن را هم نکرده بودند، و همه را شگفتزده میکند. که اگر زیاد حرف نمیزد و توجه ناظران به وسیلۀ سخنان و حرکات خویش نمیدزدید، یقیناً آنان متوجه کارش میشدند و شگفتزده نمیگشتند.


پنجم: استعانت و کمک گرفتن از خواص ادویه جات غذایی و روغنی
که خاصیت و تأثیر این اشیاء را نمیتوان انکار کرد، همانطور که خاصیت اشیاء مغناطیسی غیر قابل انکار میباشد.
ششم: ایجاب رعب و تعلق خاطر
مثلاً ساحر وانمود میکند که به وسیلۀ اسم اعظم اللهﻷ جنها را تسخیر نموده و پیرو خویش کرده است. آنگاه انسان ضعیف النفس با شنیدن این ادعای ساحر، مرعوب میشود و بدو تعلق قلبی پیدا میکند. که در نتیجه حواس او ضعیف میشود و برای ساحر ممکن میسازد که با او هر گونه که بخواهد رفتار نماید.
ابن کثیر میگوید: رازی، بسیاری از اینگونه موارد را بخاطر دقت و لطافت آنها، از اقسام سحر دانسته است. زیرا سحر در لغت به هر چیز لطیف و دقیق اطلاق میشود که مأخذ آن نیز مخفی و پوشیده باشد().


تقسیم راغب
راغب میگوید: سحر یعنی:
عملی که دقیق و با لطافت باشد. چنانکه میگویند «سحر الصبي» یعنی در چه تمایل پیدا کرد و او را شیفته ساخت. یا اینکه شعرا، چشم را به سحر توصیف میکنند، یعنی جذابیتی دارد که نظرها را بخود جلب میکند.
یا اینکه میگویند طبیعت سحرآمیز و از همین قبیل است آنچه خداوند، میفرماید: ﴿بَلۡ نَحۡنُ قَوۡمٞ مَّسۡحُورُونَ ١٥﴾ [الحجر: 15]. «بلکه ما جادو شدهایم».
و همچنین حدیث پیامبرص که میفرماید: «إن مِنَ البَيَانِ لِسِحرا» «بعضی سخنها سحرگونه تأثیر میگذارد».
سحری که محض فریب و تخیل است و عاری از حقیقت است مانند آنچه که شعبده باز انجام میدهد.
آنچه به کمک شیاطین و پس از تقرب و رفاقت با آنان انجام میگیرد. و به همین نوع سحر،خدا اشاره میکند،آنجا که میفرماید: ﴿وَلَٰكِنَّ ٱلشَّيَٰطِينَ كَفَرُواْ يُعَلِّمُونَ ٱلنَّاسَ ٱلسِّحۡرَ﴾ [البقرة: 102]. «سلیمان کفر نکرد، بلکه شیاطین کفر ورزیدند وقتی که مردم را سحر آموزش دادند».
سحری که در آن ستارهها، خوانده میشوند و بگمان ساحران روحانیت آنان احضار میگردد().
توضیح و تحقیقی پیرامون انواع سحر
از تقسیمی که رازی و راغب و دیگر علماء برای انواع سحر داشتهاند در مییابیم که آنان برخی از اموری را که در واقع از انواع سحر نیستند در آن داخل نمودهاند. زیرا آنان گول معنی لغوی کلمۀ سحر را خوردهاند. و هر آنچیزی را که بمعنی لطافت باشد و سببش مخفی باشد در آن شامل کردهاند. حالانکه هیچ یک از آنان در اینجا مقصود نیست بلکه فقط آن نوع سحری مقصود است که در آن، ساحر به کمک جن و شیاطین، دست به عمل سحر میزند.
لازم بذکر است در میان ساحران چیزی به نام «روحانیت ستارگان» وجود دارد. چنانکه رازی و راغب به آن اشاره نمودند ولی واقعیت اینست که ستارگان مخلوقات خدا، میباشند، و هیچگونه روحانیت و تأثیری بر کسی بجا نمیگذارند.
شاید کسی بگوید: ما، دیدهایم که ساحر، با خواندن ستارگان به وسیلۀ نامهای آنها و یا رموز مخصوص، موفق به انجام سحر میشود.
باید گفت: که اگر چنین است پس در واقع انجام سحر توسط همان جِنات و شیاطین است ولی انجام گرفتن آن توسط صدا زدن ستارگان بخاطر گمراهی آنان است. چنانکه بت پرستان قدیم، بتها و سنگهای خود را صدا میکردند آنگاه جنها و شیاطین به او پاسخ میدادند، بیچاره گمان میکرد که بت صدایش را شنیده و پاسخ میدهد. و اینگونه راههای گمراه نمودن زیاد است.

فصل چهارم:
چگونه ساحر جن را احضار میکند؟
توافق بین ساحر و شیطان
غالباً شیطان و ساحر با هم قرار میگذارند، بر اینکه ساحر برخی امور شرکی یا کفر صریح را مخفیانه یا آشکار انجام دهد، آنگاه شیطان و جن، برای او نیز خدمتی انجام میدهند یا در تسخیر او در میآیند.
معمولاً ساحر با یکی از سر کردههای جنها پیمان میبندد، آنگاه او یکی از زیر دستان نادان خود را در اختیار ساحر میگذارد تا از او پیروی نماید و او را در جریان برخی رویدادها بگذارد یا در میان دو نفر جدایی بیندازد یا دو نفر را با هم دوست بگرداند یا شوهر را از نزدیکی با همسرش باز دارد و دیگر اموری که بعدا به تفصیل در مورد آنها سخن خواهیم گفت.
بدین صورت ساحر، به وسیلۀ جن هر عمل شری را که بخواهد انجام میدهد، و احیاناً اگر جن از اطاعت و سر پیچی کند، ساحر شکایت او را با بزرگ جنها میکند که او یا این جن را تنبیه مینماید یا تعویضش میکند.
بخاطر همین تسلیم اجباری است که گاهی جن، به خود ساحر و فرزندانش نیز زیانهائی میرساند از قبیل، سر درد، بی خوابی، ترس و اضطراب در خواب و ...
حتی بسیاری از ساحران بچه دار نمیشوند، زیرا جن بچههایشان را در رحم مادر از بین میبرد. چنانکه برخی از ساحران فقط بخاطر بچه دار شدن دست از ساحری بر داشتهاند.
بیاد میآورم که زن بیماری را که سحر شده بود، معالجه میکردم. وقتی بر او قرآن خواندم، جن به سخن در آمد و گفت نمیتوانم او را بگذارم. گفتم چرا؟ گفت میترسم که ساحر مرا به قتل برساند. گفتم: از اینجا نقل مکان کن و به جایی برو که ساحر تو را نبیند. گفت: جنهای دیگری را به دنبالم خواهد فرستاد.
گفتم: اگر مسلمان شوی و توبه کنی، من آیاتی از قرآن را به تو تعلیم میدهم که با خواندن آن از شر جنهای کافر، در امان باشی.
گفت: خیر من مسلمان نمیشوم و بر دین نصرانیت خواهم ماند و بیرون نمیشوم. گفتم: من اکنون به امید وکمک اللهـ آیاتی از قرآن را بر تو میخوانم و تو را میسوزانم.
آنگاه او را به شدت کتک زدم. شروع کرد به گریه کردن و گفت: بیرون میشوم. بیرون میشوم. آنگاه بیرون شد و برای همیشه رفت.
طبعاً، هر چند ساحر بیشتر کفر و خباثت کند، جنها نیز بیشتر و بهتر مطیع او میشوند. و اگر عکس قضیه باشد، آنها نیز کمتر از او حرفشنوای خواهند داشت.
چگونه ساحر جن را احضار میکند؟
برای این امر راههای زیادی وجود دارد که هیچکدام از کفر و شرک خالی نیست. در اینجا بنده به ذکر هشت نوع از آنها خواهم پرداخت و اشارهای به نوع شرک و کفر هر یک نیز خواهم داشت. تا برای خوانندگان، فرق بین علاج قرآنی و علاج شیطانی (سحر) آشکار گردد. زیرا برخی از مسلمانان ساده وقتی میبینند، ساحر در ابتدا آیاتی از کلام الله مجید بر زبان میآورد، فکر میکنند که او با قرآن علاج مینماید در حالی که چنین نیست و ساحر آیات را فقط برای فریب دادن آنها بر زیان میآورد.
روش نخست: سوگند یاد کردن
ساحر وارد اتاقی تاریک میشود و آتشی میافروزد و روی آن نوعی بخور میگذارد بدین تفصیل که اگر بخواهد میان زن و شوهر جدائی بیندازد یا ایجاد دشمنی و امثال آن بکند، مواد بدبو و تندی روی آتش میگذارد و اگر بخواهد، محبت ایجاد کند، مرد بستهای را باز کند و سحری را باطل نماید، مواد خوشبو کنندهای روی آتش میگذارد.
آنگاه شروع به خواندن طلسمهای مخصوص میکند، جنها را سوگند شرکآمیز میدهد، و خود به بزرگان جن متوسل میشود و آنها را تعظیم میکند. اینها همه در حالی است که خودش نیز احتلام و ناپاک است و یا لباس ملوث و ناپاک بر تن دارد.
آنگاه در جلوی او شبهی ظاهر میشود، بصورت سگ یا مار یا چیز دیگری یا صدایی میشنود و خواستۀ خود را مطرح میکند.
گاهی هیچ یک از این اتفاقات نمیافتد بلکه ساحر پیراهن یا چند تار موی کسی را که میخواهد برایش سحر بکند، بر میدارد و سحر خود را بر آن میدمد و به جنی که در تسخیر اوست دستورات لازم را صادر میکند. از روش فوق برای ما آشکار گردید که:
جنها جاهای تاریک را بهتر میپسندند.
جن از بوی بخوری که اسم اللهﻷ بر آن گرفته نشده است تغذیه میشود.
سوگند خوردن به غیر اللهأ و کمک خواستن از آنها.
جن و شیاطین نجاست و نا پاکی را دوست دارند.


روش دوم: ذبح کردن
ساحر پرنده یا حیوان یا مرغ و کبوتری را با أوصاف معینی حسب خواسته جن حاضر مینماید و غالباً رنگ سیاه را انتخاب میکند زیرا جنها رنگ سیاه را از سائر رنگها بیشتر دوست دارند(). و آن را بدون ذکر نام اللهأ ذبح میکند. و احیاناً مقداری از خون آن را به جسم بیمار میمالند سپس حیوان مذبوح را به خرابه یا چاه یا خانۀ متروکهای که غالباً جای سکونت جنها میباشند، میاندازد.
و ساحر به خانه اش بر میگردد و طلسم و افسون میخواند و مقصود خود را از جن میطلبد.
توضیح در مورد این روش، در این روش دو نوع شرک وجود دارد:
اول: ذبح کردن برای جن و این به اتفاق علماء سلف و خلف حرام بلکه نوعی شرک میباشد، زیرا ذبح برای غیر الله شرک است و جایز نیست که از گوشت چنین حیوانی خورده شود. تا چه رسد که کسی مرتکب چنین عملی بشود. ولی متأسفانه در هر زمان و مکان هستند انسانهای بد طینتی که مرتکب چنین اعمالی میشوند. از یحی بن یحی نقل است که وهب گفته است: بعضی از خلفا، چشمهای را کشف کردند و خواستند آبش را جاری سازند آنگاه برای جنها حیوان ذبح نمودند تا آب چشمه را خراب نکنند و گوشتها را میان مردم تقسیم کردند وقتی این خبر به ابن شهاب زهری رسید گفت: او چیزی را که برایش جایز نبوده ذبح کرده و به مردم خو راکی را که آن حلال نبوده داده است سپس فرمود: «رسول اللهص از ذبح کردن برای جنها منع کرده است».
همچنین در صحیح مسلم از علی بن ابی طالبس روایت است که رسول اللهص فرمود:
«لعن الله من ذبح لغير الله» «لعنت خدا بر کسی باد که به نام غیر اللهأ ذبح کند».
ثانیاً: اُوراد و طلسمهائی که برای احضار جن میخواند، مملو از کلمات شرک آمیز اند: چنانکه شیخ الإسلام ابن تیمیه در کتابهای خود آورده است().


روش سوم: سُفلیه
و این طریقه میان ساحران به روش «سُفلیه» مشهور است. در این روش گروهی از جنها و شیاطین در خدمت ساحر قرار میگیرند و او سر پرستی آنها را بعهده خواهد داشت.
صورت کامل این روش چنین است که ساحر قرآن مجید را بصورت کفش در میآورد و میپوشد و با آن داخل بیت الخلاء میرود و در آنجا طلسمهای کفرآمیز خود را میخواند. و از آنجا بیرون میشود، در حالی که گروهی از جن و شیاطین گوش به فرمان وی میشوند.
بدین صورت دچار خسارت و کفری سنگین میشود و سر کردۀ شیاطین میگردد. «لعنت خدا بر او باد».
و از دیگر شرایط در این نوع سحر اینست که ساحر مجموعهای از گناهان کبیره را مرتکب میشود از قبیل زنا با محارم، لواطت، بدگویی و طعنه در دین و غیره، تا شیطان کاملاً از او راضی بشود.


روش چهارم: نجاست
در این روش ساحر ملعون سورهای از سورههای قرآن کریم را با خون حیض یا دیگر نجاست مینویسد سپس طلسمهایی شرکی را میخواند و جن را حاضر میگرداند و خواستۀ خود را با او در میان میگذارد. بدیهی است که با این روش،کفر آشکاری مرتکب میشود زیرا توهین نمودن به آیهای از قرآن کریم، کفر است تا چه رسد به سورهای از آن.
خداوند قلبهای ما را بر ایمان، ثابت و استوار بدار و ما را با بهترین بندگانت محشور بگردان.


روش پنجم: واژگون نمودن آیات
در این روش، ساحر سورهای از سورههای قرآن کریم را بر عکس مینویسد، سپس شرکی را میخواند و جن را احضار میکند و به او دستوراتی میدهد، این روش نیز قطعاً حرام است.


روش ششم: کمک گرفتن از ستارگان
ستاره پرستی: و این روش را «رصد» یعنی کمین کردن نامگذاری کردهاند زیرا برای طلوع ستارهای معین، کمین میکند سپس با خواندن طلسمهائی سحری، روبروی آن میایستد، و از خود حرکاتی انجام میدهد که گمان میکند، قوای معنوی ستاره را تسخیر مینماید. ولی در واقع، این نوعی پرستش و تعظیم ستاره است که شاید خود ساحر متوجه آن نباشد. آنگاه شیاطین به کمک او بر میخیزند و در کارش موفق میشود، بیچاره فکر میکند که ستاره با او همکاری نموده است غافل از اینکه شیطان بخاطر گمراه کردنش به کمک او برخواسته است.
حتی بعضیها منتظر برخی از ستارگان میمانند که فقط در سال یک مرتبه طلوع میکنند.


روش هفتم: کف زدن
در این روش، ساحر، کودکی را که هنوز بالغ نشده و مشروط به اینکه وضو نداشته باشد میآورد و بر کف دست او چنین خط مربعی ترسیم میکند:
و در چهار طرف آن مهر، طلسمهایی که شامل شرک میباشد مینویسد، سپس در وسط آن مربع در کف دست کودک روغن و گُل آبی رنگی، و یا روغن وجوهر آبی قرار میدهد. آنگاه طلسم دیگری با حروف جداگانه بر کاغذی مستطیل شکل، مینویسد.
سپس این کاغذ را مانند چتری بر چهره کودک میاندازد و بالای آن کلاهی میگذارد تا برگ کاغذ ثابت بماند آنگاه پارچهای سنگین بر سر کودک میاندازد، و کودک را موظف میکند به کف خویش بنگرد، و خود شروع به خواندن اوراد کفری میکند، کودک احساس میکند، نوری بر کف دستش میدرخشد و چیزهائی را در آن میبیند. ساحر از او میپرسد چه میبینی؟ کود ک میگوید: چهرۀ مردی را میبینم. ساحر میگوید: به او بگو: چنین و چنان بکند.


روش هشتم: نشان و اثر شخص
و در این روش ،ساحر، بعضی از آثار مریض، دستمال یا عمامه یا پیراهن یا هر چیزی که بوی عرق مریض را داشته باشد میطلبد سپس گوشۀ این دستمال را گِره میزند سپس به اندازۀ چهار انگشت از این دستمال را اندازه میگیرد و آن را محکم میگیرد، و سوره تکاثر یا سوره کوچک دیگری میخواند و صدایش را بلند میکند، سپس بر آن اوراد و طلسمهائی شرکی را میخواند و با خواندن آن صدایش را آهسته میکند،آنگاه جنها را صدا میزند و میگوید: اگر علت بیماری این شخص جن زدگی است، این پارچه را کوچکتر بنمائید و اگر به علت چشم زخم، بیمار است، آن را درازتر نمائید و اگر نیاز به مداوای پزشکی دارد، پارچه را به حال خود بگذارید.
آنگاه بار دیگر، آن پارچه را اندازه گیری نموده و نتیجه را به بیمار منعکس میکند.
در این روش:
بیمار را در مغالطه میاندازد و چنین وانمود میکند که او را با قرآن، معالجه میکند در حالی که مخفیانه اوراد و طلسمهای خود را میخواند.
استعانت و کمک خواستن از جنها وجود داردکه نوعی شرک با خداوند است.
از آنجا که جنها به دروغگویی معروفاند، چه معلوم که بیماری واقعی را نگفته: بلکه بیماری دیگری وانمود کنند. چنانکه بسیاری از بیماران گفتهاند: که ساحر، بیماری ما را چیزی دیگر عنوان کرده و بعداً متوجه شدهایم که بیماری ما چیزی دیگر بوده است.
نشانههائی برای شناسائی ساحران
هر گاه یکی از این علایم را در فردی، مشاهده نمودی، یقین بدان که او ساحر است:
پرسیدن از بیمار، نام و نام مادرش را.
گرفتن آثاری از بیمار از قبیل: لباس، کلاه، روسری و زیر پیراهن و ...
طلب کردن حیوانی مخصوص، برای ذبح نمودن و خون آلود کردن قسمتی از بدن بیمار و یا انداختن حیوانی مذبوح، در خرابهای از خرابهها.


نوشتن طلسمها.

خواندن اوراد و دعاهای نامفهوم.
کشیدن چادری روی بیمار که دارای اشکال مربعی است که در آنها حروف الفبا و اعداد نوشته شده است.
ممنوع ساختن بیمار از ملاقات با مردم و از آفتاب، برای مدتی.
ممنوع ساختن بیمار از استفادۀ آب برای مدتی.
دادن چیزهائی به بیمار، برای دفن کردن.
دادن کاغذهائی جهت سوزاندن و دود کردن.
زمزمه کردن سخنان نامفهوم.
خبر داشتن از نام و نامهای محل سکونت بیمار و از بیماریش.
نوشتن حروف جداگانه، در ظرفی سفالین و دستور دادن به بیمار که آن را بشوید و بنوشد.
پس بر شماست ای مسلمان که پس از اینکه ساحر را شناسائی نمودی از آن بگریزی و از رفتن نزد او برای معالجه پرهیز نمائی تا مشمول این فرمایش رسول اللهص نشوی که فرمود: «مَنْ أَتَى كَاهِنًا فَصَدَّقَهُ بِمَا يَقُولُ فَقَدْ كَفَرَ بِمَا أُنْزِلَ عَلَى مُحَمَّدٍص»().
«کسی که نزد کاهنی برود و او را در آنچه میگوید، تصدیق نماید، به محمدص کفر ورزیده است».

برچسب: نویسنده: یاسین اسماعیلی تاريخ: جمعه 8 آذر 1398 ساعت: 10:01

صفحه بندی